![]() |
![]() |
|
| همه چیز در مورد قدرت فکر،هاله ها،جن،روح،جادو و راه های مقابله با شیاطین |
|
روز پنجشنبه اول آن ماه را روزی میداری چون شب جمعه داخل شود مابین نمازمغرب و عشا دوازده رکعت نماز می گذاری (شش نماز دو رکعتیدر هر رکعت یک مرتبه حمد ، سه مرتبه سوره قدر و دوازده مرتبه اخلاص .بعد از این شش نماز دو رکعتی ، هفتاد مرتبه می گویی : " اللهمِّ صَلّ ِ عَلی مُحَمّدٍ النَّبِیّ ِ الاُمِّیِّ وَ عَلی الِهِ "
سپس به سجده رفته و هفتاد مرتبه می گویی:
" سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبِّ المَلائِکَهِ وَالرّوحِ "
سپس سر از سجده برداشته و هفتاد مرتبه می گویی
" رَبِّ اغفِر وَارحَم وَ تَجاوَز عَمّا تَعلَمُ اِنَّکَ اَنتَ العَلِیّّ الاَعظَمُ دوباره به سجده رفته و هفتاد مرتبه می گویی:
" سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبِّ المَلائِکَهِ وَالرّوحِ "
سپس حاجت خود را می خواهی که انشاالله برآورده خواهد شد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم خرداد 1391ساعت 11:11 توسط بنده ی حق |
|
|
درود برای همه شما دوستان گرانقدر و با آرزوی ساعاتی خوش و سرشار از موفقیت های روز افزون برای شما سالی پربرکت سبز سراسر آزادی و شادی. سالی فارغ از دروغ، ریا و جنگ .
امید است سالی که پیش روست به از سالیان گذشته باشد .
نوروز باستانی 7033 آرایی میترایی را بر شما تبریک گفته و از خداوند بهترین ها را برای شما خواستارم.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389ساعت 23:37 توسط بنده ی حق |
|
|
مطابق معمول تمرینات ریلکسیشن را انجام دهید .
البته قبل از شروع کاغذی مربع کوچکی برداری از دو قطر آن بصورت ضربدری تا کنید حالا آن را بصورت هرمی تا کنید خوب یک شی مثل جعبه دستمال کاغذی آماده کنید یک سوزن بلند یا مداد را روی جعبه محکم کنید حالا کاغذ را مانند کلاهی روی آن قرار دهید. مهم است مکانی که در آن هستید هیچ جریان هوایی نداشته یاشد تا از حرکت احتمالی کاغذ جلوگیری شود. خوب بعد از حالت سکوت و ریلکس کردن بر روی کاغذ متمرکز شود تا آن ر حرکت دهید اصلا بخود فشار نیاورید لازم نیست در ذهن خود تکرار کنید حرکت این اصلا کمکی نمیکند فقط آرامی باشید و تمرکز کنید اگر فکر میکنید چاکرهای کف دستانت قوی هستند و انرژی را در آنها احساس میکنید میتوانید از دستها و نوک انگشتانتان نیز استفاده کنید دستتان را نزدیک کنید و سعی کنید امواج را از کف دستان خارج کرده یا از نوک انگشتان و به کاغذ برسانید. بعد از تمرین های پی در پی موفق میشوید کاغذ را حرکت دهید. نظرات خود را بنویسید من دوست دارم بدونم در انجام تمرینات به چه نتایجی رسیده اید. یا حق! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم آبان 1389ساعت 23:26 توسط بنده ی حق |
|
|
لطفا در مکانی آرام مطابق همیشه دراز بکشید بعد از ریلکس کردن مطابق تمرینات قبلی وقتی حس کردید زمان مناسب است و آرامش کامل دارید سعی کنید بر روی گنجشکان تمرکز کنید این کار باید در فضای باز و در جایی که پرندگان حضور دارند انجام شود.
گفتم گنجشک بدلیل اینکه اگر مثلا بر روی گربه متمرکز شوید به راحتی جذب میشود چون گربه ها ترسی از انسان ندارند ولی جذب پرندگان کاری بس دشوار است. اصلا لازم نیست به خودتان فشار بیاورید فقط فکر کنید چقدر پرندگان و گنجشکان را دوست دارید و به آنها عشق می ورزید سعی کنید این احساس از قلب و از سینه ی شما خارج شود مانند نوری که به آنها میتابد. با آنها صحبت کنید و اطمینان دهید که از انها محافظت خواهید کرد و هیچ گونه اسیبی نخواهند دید. اگر تمامی مراحل را به درستی انجام دهید و در این کار موفق شوید بعد از مدت زمانی نه چندان طولانی می بینید که پرندگان در اطراف شما به زمین نشسته اند. به خاطر داشته باشید برای انجام هیچ تمرینی نباید به خودتان فشار بیاورید و که آنها را انجام دهید باید خیلی آرام باشید و اطمینان داشته باشید همه چیز به خوبی پیش خواهد رفت. هیچ وقت در پایان تمرین به یکباره از حالت خود خارج نشوید که ممکن است آسیب جسمی ببینید. تمامی تمریناتی که برای شما اینجا مینویسم را قبلا خودم امتحان کرده ام .
یا حق! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم مهر 1389ساعت 12:49 توسط بنده ی حق |
|
|
این تمرین نیز به تجربه ی خود بنده رسیده است:
در فضای باز و ساکت که دارای چند درخت با تعداد شاخ و برگ زیاد باشد دراز بکشید تمرینات مدیتیشن رو طبق آموزش های قبلی انجام بدید و ریلکس کنید. چشمانتان را به آرامی باز کنید و در همان حالت به نوک درختان خیره شوید اطراف شاخ و برگ هارو به دقت نگاه کنید اگر در تمرینات قبلی موفق شده باشید باید هاله ی اطراف درختان را به رنگ سبز ببینید . سعی کنید از آنها انرژی دریافت کنید آنوقت است که می بینید هاله های انرژی بسمت شما سرازیر میشوند. دریافت انرژی از طبیعت بسیار به شادابی کمک میکند. یا حق! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم شهریور 1389ساعت 19:53 توسط بنده ی حق |
|
|
سلام خدمت شما دوستان عزیز مطلبی که در ذیل خدمتتون ارائه میدهم از تجربیات شخصی خود بنده است : لطفا در فضایی نیمه تاریک قرار بگیرید بدون هیچ گونه صدا و نور مزاحم از موسیقی بسیار ملایم و بدون کلام استفاده کنید .موسیقی های بدون کلام بسیار مناسب هستند مثلا آهنگی که بر روی وبلاگ من قرار دارد قسمت کوتاهی از موسیقی بدون کلام و و مخصوص مدیتیشن است با نام "ناقوس". دراز بکشید 3 نفس عمیق بکشید چشم ها بسته باشد و باز نشود . حالا نفس ها رو به این ترتیب ادامه بدید عملیات دم به مدت 3 ثانیه و تا جایی که ششها پر از هوا شود و بازدم هم 3 ثانیه. این عمل رو تا 5 بار تکرار کنید هنوز چشمها بسته باشه یادتون باشه حتما در مواقع تمرین باید تنها باشید. هنوز چشمها بسته باشه دستها رو کنار بدن قرار بدید بدن رو در راحت ترین حالت ممکن قرار بدید عضلات رو آزاد کنید راحت راحت وزنتون رو رها کنید. حالا تصور کنید موج انرژی مانند گرما از نئک پاها وارد بدنتون میشه تو ذخنتون تکرار کنید البته نیاز نیست به خودتو فشار بیار " پاهام گرم میشه" در پاهاتون احساس گرما میکنید.نگران نشید خونسرد باشید حس خیلی خوبی داره این کار رو بترتیب تا سرتون انجام بدید اجازه بدید گرما و انرژی وارد اعضای بدنتون بشه. خوب حالا باید حس بی وزنی داشته باشید انگار بدنتون یک تکه شده و دوست ندارید دیگه تکون بخورید انرژی رو تصور کنید که مانند یک موج در بدنتون حرکت میکنه و میچرخه. خوب مدتی در این حالت بمونید به چیزهای خوبی که دوست دارید فکر کنید و حالا خیلی آروم و بدون حرکت ناگهانی چشم ها رو باز کنید دو دست رو بالا بیارید البته میتونید بنشینید. کف دست ها رو به هم بچسبونید انرژی رو از راست به چپ از دستها در بدنتون حرکت بدید بعد از چند دقیقه کف دست ها رو خیلی کم از هم فاصله بدید به انتقال انرژی ادامه بدید حالا دست ها رو کم کم از هم فاصله بدید و نزدیک کنید در زمانی که دست ها رو دور و نزدیک میکنید باید حس کنید جسمی بین دستاتونه که مانع میشه. خوب اگه تا اینجا موفق شده باشید حالا ازتون میخوام به نوک انگشتای دو دستتون دقت کنید البته در یک زمینه ی تاریک رشته هایی روسن البته نه نورانی رو می بینید که از دست راست به چپ متصل هستند اگر بخوام راحت تشریح کنم مثل نوری میمونه که از گرمای بخاری و یا آتش بالای اون ایجاد میشه و بیرنگه. این نور انعطاف پذیره و مثل آدامسه وقتی دستها تون رو فاصله میدی یا جابجا میکنید کش میاد. خوب این اولین سطح از حاله های بدنتونه که شما موفق یه دیدنش شدید. نظر یادتون نره میخوام بدونم چند نفر از شما موفق به این کار شدید. یا حق! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389ساعت 18:39 توسط بنده ی حق |
|
|
در هالهي انسان ساختارهايي تحت عنوان چاكرا ( كانون انرژي ) وجود دارد. اين مراكز مسؤول تبادل انرژي بين هالهي انسان و هالهي كيهان ( ارسال و دريافت انرژي ) و همچنين مسؤول متعادل كردن انرژي در سطوح مختلف هاله ميباشند. چـاكراهـا به دو نـوع اصلـي و فـرعي تـقسيم ميشوند، تعداد چاكراهاي اصلي هفت و فرعي بيستويك ميباشد. چاكراها شبيه قيف هستند، انتهاي باريك چاكراهاي اصلي به سمت مغز يا نخاع و قسمت پهن آنها به سمت خارجيترين لايهي هاله قرار گرفته است. چاكراهاي اصلي در طول ستون فقرات تا مغز قرار گرفتهاند و با شمارههاي يك تا هفت نامگذاري ميشوند. اين چاكراها به ترتيب شماره ( از يك تا هفت ) در انتهاي ستون فقرات، راستاي ناف، انتهاي جناغ سينه، راستاي قلب، گودي گردن، پيشاني و فرق سر قرار دارند. رنگ اين چاكراها به ترتيب ( از يك تا هفت ) قرمز، نارنجي، زرد، سبز، آبي، نيلي و بنفش است. هريك از اين چاكراها با گروهي از عملكردهاي جسمي، رواني و روحي در ارتباط است. سالم، باز و فعال بودن هر چاكرا باعث ميشود عملكردهاي مربوطه نيز ايدهآل باشد. براي فعال سازي چاكراها از تكنيكهاي مختلف جسمي و ذهني استفاده ميشود . در ادامه نمونهاي از تكنيكهاي ذهني آمده است. اين تمرين را ميتوان با هر روشي انجام داد ( خوابيده به پشت طوري كه دستها و بازوها در كنار بدن باشد و يا نشسته روي صندلي راحتي ) انتخاب روش به شما بستگيدارد كه با كداميك راحتتر باشيد بعد از اينكه نشسته يا خوابيديد يك نفس عميق از راه بيني بكشيد (دم عميق)، آنرا حبس كنيد، سپس آرام از طريق دهان بيرون بدهيد (بازدم عميق)، چند ثانيه به ريه استراحت بدهيد. (اين كار را سه مرتبه تكرار كنيد) حالا چشمان خود را ببنديد، تصور كنيد كه ميخواهيد براي قدم زدن به جنگل برويد ، دري مقابل ديدهگان شما قرار دارد، جلو برويد و در را باز كنيد و به بيرون قدم بگذاريد . راهي باريك و روشن كه از ميان درختان ميگذرد به چشم ميخورد ، شما در اين راه قدم بگذاريد و جلو برويد… شما در پايين جاده در سمت راست درختان بلندي را ميبينيد ، در اين ميان درخشندگي سيبهاي قرمز توجه شما را جلب ميكند، از ميان سيبهاي بيشمار سيبي قرمز را انتخاب كنيد. سيب را در دست داريد و جريان رنگ قرمز را در خود احساس ميكنيد . اين سيب قرمز اولين چاكراي شما را ( چاكراي ريشه ) شارژ ميسازد .ميتوانيد سيب قرمز را بخوريد به راه رفتن ادامه دهيد، در حالي كه آگاهي كامل بر قدم زدن داريد . شما تا نزديكي گلهاي نارنجي زيبايي كه همه يك اندازه و يك شكلند پيش ميرويد. دسته گلي را از اين گلهاي نارنجي انتخاب كنيد و جريان ملايم رنگ نارنجي را در خود حس كنيد . رنگ گلهاي نارنجي دومين چاكراي شما را ( چاكراي خاجي ) شارژ ميسازد. شما ميتوانيد اين دسته گل نارنجي زيبا را براي خودتان داشته باشيد . جلوتر برويد تا به كنار پرندههاي زرد خوش رنگ، خوش آواز و زيبا برسيد. دست خود را آرام روي بالهاي يك پرنده بكشيد و به آوازش گوش دهيد . جريان رنگ زرد پرنده را كاملاً در خود احساس كنيد. چاكراي سوم شما ( شبكهي خورشيدي ) بوسيلهي رنگ زرد پرهاي زيباي پرنده شارژ ميشود. شما سبك پريدن پرنده زرد را مشاهده ميكنيد تا پرنده محو شود. و هميشه شيريني آواز پرندهاي زرد را به خاطر خواهيد داشت. به آرامي به سمت راست برويد. چمن زار سرسبز و وسيعي را در مقابل خود ببينيد و روي فرش سبزي از علفها بنشينيد . دست خود را در علفهاي سبز فرو ببريد و آنرا لمس كنيد و اين جريان رنگ سبز را احساس كنيد. اين رنگ سبز علفها چاكراي چهارم شما را ( چاكراي قلب ) شارژ ميكند. شما ميتوانيد از تازگي علفها لذت ببريد . كمي جلوتر در نزديكي شما صداي آبشاري به گوش ميرسد، به راه خود ادامه دهيد تا آبشار را مشاهده كنيد و از پايين آمدن قطرات آب شاداب شويد. در درياچهي پايين آبشار، رنگ آبي آب را ببينيد. دستهاي خود را به آرامي در سردي و خنكاي آبي آب فرو ببريد و جريان اين رنگ آبي را با تمام وجود حس كنيد. اين رنگ آبي آب پنجمين چاكراي شما را ( چاكراي گلو ) شارژ ميسازد. مقداري از اين آب بنوشيد و لذت ببريد . به راه خود ادامه دهيد و حركت و جنبش پروانهاي نيلي رنگ را ببينيد . با انگشت آنرا لمس كنيد . از نوسان و جريان اين رنگ نيلي آگاه باشيد و آنرا حس كنيد. پروانه نيلي رنگ كه روي انگشتان شما نشسته چاكراي ششم شما را ( چشم سوم ) شارژ ميسازد. بعد پريدن آرام و محو شدن پروانه را مي بينيد . به آخر راه كه رسيديد درهي عميقي پوشيده با گلهاي بنفشه را مشاهده ميكنيد . دستهاي از گلها را انتخاب كنيد . جريان رنگ بنفش گلهاي بنفشه را حس كنيد و اجازه دهيد تا چاكراي هفتم شما را ( چاكراي تاج ) شارژ سازد. به آرامي به عقب برگرديد و رقص رنگين كماني را در پهنهي آسمان مشاهده كنيد. شما نيز داراي يك رنگين كمان هستيد، كه در روشنايي، خوشي، خنده و آشتي با عشق آنرا در هالهي خود داريد. جريان تمامي رنگهاي رنگين كمان را ( بنفش، نيلي، آبي، سبز، زرد، نارنجي و قرمز ) در خود احساس كنيد و سرشار از اين رنگها باشيد. در پايان اين سفر رويايي ، رنگين كمان كمرنگ و كمرنگتر ميشود، برگرديد و پشت در بايستيد، در را بازكنيد و به داخل قدم بگذاريد. حال داخل اتاق هستيد، چشمان خود را باز كنيد. هر زمان كه شما بخواهيد و اراده كنيد ميتوانيد اين سفر را به ياد بياوريد و تكرار كنيد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم اردیبهشت 1389ساعت 21:38 توسط بنده ی حق |
|
|
بعد از آنکه روش بدست آوردن عدد طالع افراد رو برای شما نوشتم حالا به در خواست دوستان (سه شنبه 6
بهمن1388 ساعت: 17:43 توسط:عاطفه) یکی از جداول تفسیر آن را هم خدمت شما ارائه میکنم:
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 23:22 توسط بنده ی حق |
|
|
با سلام خدمت همه مخاطبان گرامی،
ببخشید اگر مدتیست این کلبه حقیرانه بروز نشده است. لطفا برای کمک به ارتقاء سطح کیفی مطالب، اگر موضوع خاصی را در نظر دارید و میخواهید از آن اطلاع داشته باشید در نظرات بنویسید تا در مورد آن اگر در محدوده اطلاعات این حقیر بود مطلبی بنویسم. منتظر نظرات گرم شما هستم. یا حق! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم دی 1388ساعت 17:1 توسط بنده ی حق |
|
|
بنا به برخی از اقوال ظهور حضرت خضر(ع) ۳۴۵۸ سال بعد از هبوط (فرود آمدن) آدم به زمین بوده است.عده ای معتقدند که این خضر بزرک و معروف غیر از خضر ثانی است که از انبیاء بنی اسرائیل بوده است.
در کتاب العرائس و نیز در تاریخ ابن اثیر مدعی شده اند که خضر معاصر، حضرت ابراهیم و همزمان با افریدون هرزند آبتین بوده است و احتمال داده اند که خضر سرکرده لشکر ذوالقرین بوده که با او به ظلمات رفته و در زمان ناشئه بن آموس ازدیده ها ناپدید شده و بار دیگر ظاهر گشته و مدتی بعد باز از نظرها پنهان گردیده است. در علل الشرایع روایتی از آن حضرت آورده است که آن حضرت فرمود : حضرت خضر فرستاده خدا بسوی مردم بود که قوم خود را به توحید و اقرار به پیامبری پیامبران و کتب آسمانی فرا خواند و از نشانه های پیامبری آن حضرت این بود که وقتی روی چوب خشکی و یا زمین بایر می نشست به برکت آن حضرت سرسبز و خرم میشد. و به همین خاطر آن حضرت را خضر نامیدند. و نام اصلی وی بالیا پسر ملکان پسر عابرپسر ارفخشید پسر سام نوح (ع) بوده است. در تفسیرالمجمع نوشته است: حضرت خضر را بدین جهت خضر نامیدند که هرکجا نماز بجای می آورد اطراف او سبز میشد.صاحب تفسیر روح البیان از ابن عباس نقل کرده است که حضرت خضر (ع) پسر آدم بوده است و مرگ برای او نوشته نشده است تا زمانی که دجال را تکذیب کنند. و نیز روایتی از نوح (ع) نقل میکند که فرمود خضر(ع) پسر آدم بوده است و حضرت آدم (ع) به هنگام مرگ از خدا درخواست کرده بود، هریک از اولادش که اورا بخاک بسپارد تا روز قیامت عمر عطا کند و وقتی خضر(ع) عهده دار امر خاک سپاری او گردید خداوند دعای آدم را در مورد او مستجاب گردانید. ........................................................................................................................................... آیا الیاس و خضر هردو یک نفرند؟
از روایات شیعه دانسته می شود حضرت خضر غیر الیسع است و الیاس (ع) فردی شناخته شده و غیر از حضرت خضر (ع) و الیسع است. متصوفه از کنایات قرآنی بهره گیری کرده و حضرت خضر(ع) رامصاحب با موسی (ع) دانسته اند و شخصیت قرآنی اورا به وجود آورده اند و او را غیر از الیاس پنداشته اند تنها تفاوت این دو اینست (الیاس و خضر) که خضر(ع) رهایی آسیب دیدگان در دریا را برعهده دارد و الیاس رهایی مردم را در خشکی بر عهده دارد. به تدریج در نتیجه توجه صوفیان، خضر اهمیت بیشتری یافته است و الیاس را تحت الشعاع قرار داده است تا جایی که عامه به طور کلی الیاس را فراموش کرده اند و رهایی خود را چه در خشکی و چه در دریا از خضر(ع) میخواهند.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 23:17 توسط بنده ی حق |
|
|
پیامبری که جنی را به اسارت گرفت به حضرت یعقوب (ع) اسرائیل می گفتند، چون یعقوب(ع) بیت المقدس را خدمت مینمود و اولین کسی بود که وارد آنجا می شد و آخرین فردی بود که آنجا را ترک میکرد، به هنگام خروج چراغ های بیت المقدس را روشن میکرد.چون صبح بر میگشت چراغ ها را خاموش میدید. او برای اینکه بداند چراغها را چه کسی خاموش میکند شبی را تا صبح در مسجد بیت المقدس ماند و در کمین نشست ناگاه دید یکی از جنیان آمده و چراغ ها را خاموش کرد.پس اورا گرفت و بر یکی از ستون های مسجد بست و چون صبح مردم آمدند دیدند که یعقوب جنی را به اسارت گرفت و بر ستون مسجد بسته است و چون اسم آن جن ((ایل)) بود او را اسرائیل خواندند. حیوه(ت) القلوب مجلسی به نقل از امام صادق (ع) ----------------------------------------- روزی یک زن جنی به حضور رسول اکرم (ص) رسید و ایمان آورد و احکام دینیش را یاد گرفت و هفته ای یک بار به نزد آن سرور گرامی می آمد تا آنکه یکبار پس از ۴۰ روز نزد پیامبر اکرم (ٌص) آمد.حضرت پرسیدند، مدتی تاخیر داشتی؟گفت ای رسول خدا برای کاری به درون دریایی که دنیا را احاطه دارد رفته بودم و در شط آن دریا سنگ بزرگی را دیدم در حالی که مردی بر روی آن نشسته بود و دست هایش رو به آسمان بود و میگفت : خدایا! به حق محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین صلوات الله علیهم اجمعین مرا ببخش. من به او گفتم تو کیستی؟ گفت:ابلیس هستم. گفتم این افراد را از کجا میشناسی؟ گفت: من سال های طولانی خدا را در آسمانها و زمین عبادت کردم و در آسمان هر ستونی را که میدیدم بر روی آن نوشته بود (( لا اله الله محمد رسول الله علی امیرالمومنین)).
یا حق! |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 7:48 توسط بنده ی حق |
|
|
حضرت رسول اکرم (ص) فرمود: هر که نماز قضا بر ذمه اش باشد قبل از ظهر جمعه آخر ماه مبارک رمضان چهار رکعت نماز به دو سلام (۲تا دو رکعتی) بخواند و در هر رکعت بعد از حمد یک مرتبه آیة الکرسی و پانزده مرتبه سوره ی کوثر را تلاوت نماید که دویست سال نماز قضا را کفایت می کند و روایت دیگر از آن حضرت چهار صد سال و روایت از حضرت امیرالمومنین ششصد سال و از حضرت رسول سوال کردند مردم آخر الزمان بیش از صدسال عمر نمی کنند نماز قضاهای پدر و مادر و اقربای او را کفایت می کند بعد از نماز این دعا را بخواند.
بسم الله الرحمن الرحیم
یا سامعَ الصَّوتِ یا جامع الفَوتِ یا مُحیَ العِظامِ بَعدَ المَوت ِ
صَلِّ عَلی مُحَمدِ وَاجعَل لی فَرَجا وَ مخرجا مِمّا انا
فیه اِنَّکَ تَعلَمُ و انتَ تُقَدَر وَلا اَقدِرُ وَ انتَ عَلامَ الغُیُوبِ یا واهِبَ العَطایا
یا غافِرَ الخَطایا یا سُبّوحُ یا قدُوسُ یا رَب المَلائِکةِ وَ الرّوح رَبِِّ اغفِر وَارحَم
و تَجاوَز عَما تَعلَمُ اِنَکَ اَنتَ العَلِیُ الاَعظَم ُیا ساتِرَ العُیوُبِ یا کاشِفَ الکُرُوبِ
یا غافِر الذُنوُبِ یا ذَالجَلالِ وَالاِکرام بِرَحمَتِکَ یا اَرحَمَ الراحِمینِ.
التماس دعا |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 13:49 توسط بنده ی حق |
|
|
ذکر (( القاهر )) برای پیدا شدن گمشده ۲۰۰ بار بخواند پیدا شود.
اگر چیزی از کسی گم شده باشد ۱۰۱ مرتبه بگوید : (( یا قیوم فلا یفوت شی من علمه و لا یوده )) بزودی پیدا شود. برای گمشده و غایب باید چهار گوشه کاغذ (( شهید حق )) بنویسد و نام گمشده و غایب را در وسط کاغذ بنویسد و در هنگام نیمه شب به زیر آسمان آید و نظر در آن کند و ۷۰ با بگوید (( الشهید الحق )) بسیار نافع است. خواندن اسم (( الذاری )) از برای رد غایب مفید است و چون از غایب خبری نباشد در هنگامی که شب از نصفه گذشت برخیزد و بگوید : (( یا زاری یا معید رد علی فلانا )) و نام آن غایب را بگوید در همان هفته خبیری از او میرسد(انشاءالله).
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 19:26 توسط بنده ی حق |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 17:14 توسط بنده ی حق |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم خرداد 1388ساعت 15:53 توسط بنده ی حق |
|
|
سلام خدمت همه ی مخاطبان گرامی :
من قبلا از طریق درخواست هایی که شما دوستان به ایمیلم ارسال می کردید طالعتون رو براتون ارسال میکردم ولی در حال حاضر با توجه به کمبود وقت اینجانب و در خواست دوستان روش بدست آوردن طالع رو براتون می نویسم. برای این کار اسم شخص و مادرش را با احتساب سید بودن به طوری که در شناسنامه آمده است به حروف ابجد در می آوریم و مجموع آن را بر ۱۲ تقسیم می کنیم ،باقیمانده نشان دهنده طالع می باشد. این اعداد بین ۱ تا ۱۲ می باشند. البته نیاز است که تفسیر اعداد را بدانید.
مثلا اگر نام فردی محمد(۹۲) و نام مادرش مریم(۲۹۰) باشد حاصل جمع این دو عدد ۳۸۲ میشود این عدد را بر ۱۲ تقسیم می کنیم باقی مانده ۱۰ می باشد. طالع ۱۰،برج جدی(دی)،ستاره کیوان و روز شنبه،طیف رنگی آبی ،عنصرخاک،و عدد ۸ .
یا حق! |
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:21 توسط بنده ی حق |
|
|
هرگاه کسی این آیه شریفه را بر کاغذی بنویسد و به بازوی راست ببندد هرجا که برای خواستگاری رود به او جواب مثبت می دهند (انشاء الله)
((قل ان الفضل ... تا ... ذوافضل العظیم)) ( آل عمران آیه ۷۳ و ۷۴)
جهت جلب محبت مطلوب این را شبهای جمعه بعد از نیمه شب ۳۰ مرتبه بخوانید: (( فان تولوافقل حسبی الله لا اله الا هو علیه توکلت و هو رب العرش العظیم)) ( سوره توبه آیه آخر ) و بعد از هر مرتبه بخوانید(( اللهم یا رب حسبی الله علی ( فلان بن فلانه اسم او و مادرش) اعطف قلبه و ذلله لی))
یا حق! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 12:11 توسط بنده ی حق |
|
|
جنیان علم غیب ندارند. (( فلما قیضا الموت ما دلهم علی موته الا دابه الارض تاکل منساته فلما خر تبینت الجن ان لو کانو یعلمون الغیب مالبثوا فی العذاب المهین )). (1) یعنی: پس از آنکه قضاء مرگ را بر او (حضرت سلیمان ) راندیم کسی جنیان را از مرگ وی آگاه نساخت مگر موریانه روی زمین که عصایش را خورد و او به زمین افتاد هنگامی که بر زمین افتاد جنیان فهمیدند که اگر از غیب آگاه بودند در عذابی خوارکننده به سر نمی بردند. از حضرت امام جعفر صادق روایت است که فرمود : جن به دستور حضرت سلیمان قبه ای از شیشه برایش ساختند. روزی در آن قبه تکیه بر عصایش داده و به تماشای لشگر جنیان خود مشغول بود که ناگهان مردی را دید،پرسید تو کیستی ؟ گفت : من همانم که نه رشوه می گیرم و نه از پادشاهان پروایی دارم من فرشته ی مرگم. روح سلیمان را به صورت سرپا و ایستاده تکیه داده بر عصای خود قبض نمود در حالی که جن ها او را تماشا می کردند. جنیان یک سال تمام برای او کار کردند به تصور آنکه او زنده است تا آنکه خدای تعالی حشره ی بید را مامور کرد تا عصای او را خورد،همین که سلیمان به زمین افتاد آن وقت جنیان فهمیدند که اگر از غیب می دانستند یک سال تمام در عذابی خوار کننده باقی نمی ماندند. در ایستاده مردن او و سر پا بودن او قرض هایی بوده : ۱- اتمام ساخت مسجد توسط جنیان ۲- بر همه روشن شود که جنیان از غیب آگاه نیستند و در این باره ادعای دروغ دارند ۳- اینکه دانسته شود هرکس اجل و مرگش رسید مهلتی به او داده نمی شود، زیرا به حضرت سلیمان با آنهمه جلال و شکوه داده نشد.
آیا جن ها می توانند از آینده خبر دهدند؟ جن ها هوششان بسیار زیاد است و می توانند افکار را بخوانند ولی آینده ی انسان را نمی دانند، ولی گاهی خبرهایی میدهند که درست مطابق با واقعیت بوده و به حقیقت می پیوندد. جن ها از آینده ی انسان خبر ندارند، ولی بعضی از خبرهایشان حقیقت دارد. مکان اموال مسروقه و اشیاء گمشده را می دانند و از انسانهای گمشده می توانند خبر دهند. (2)
(2)-جن ها همه جا هستند جلد اول |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 11:43 توسط بنده ی حق |
|
|
البته در همه ی موارد قبل از استفاده از اذکار مراجعه به پزشک متخصص توصیه می شود.
هرگاه زنی حمل خود را سقط میکند و نمیتواند تا پایان نه ماه نگه دارد باید یکصد و شش (۱۰۶) مرتبه ((بسم الله الرحمن الرحیم)) را نوشته و هراه خود نگه دارد.
اگر زنی فرزندش نماند این تعویذ را نوشته و همرا خود نگهدارد انشاءالله حامله می شود و دیگر فرزندش تلف نمی شود: ((بسم الله الرحمن الرحیم همه همه اذونی لا م م الا ۸ و و مطع الله لا اله هو الحی القیوم آهیا شراهیا اصباوث ال شدای انه من سلیمان و انه بسم الله الرحمن الرحیم موذلک کرمک برحمتک یا ارحم الراحمین))
دوستان عزیز توجه کنید که مطالب این مجموعه بسیار زیاد است و فقط به همین صفحه ختم نمی شود لطفا جهت مشاهده ی همه ی مطالب از آرشیو تقویمی استفاده کنید. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 19:4 توسط بنده ی حق |
|
|
سلام به همه دوستان عزیز:
(متا سفانه بدلیل برخی مسایل مجبور به حذف این قسمت شدم) یا حق! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 13:7 توسط بنده ی حق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
از آنجا که مطالب این وبلاگ بسیار است لطفا برای استفاده از تمامیه قسمت ها از قسمت مطالب پیشین و آرشیو موضوعی استفاده کنید.
|
| پیوندهای روزانه |
|
دایرکتوری پزشکی آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
تمرینات روحی و ذهنی عمومی داستان واقعی پاسخ به پرسش های شما ادیعه |
|
RSS
|
