تبليغاتX

ماوراالطبیعه

همه چیز در مورد جن،روح،پریان،جادو و راه های مقابله با شیاطین

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 17:14  توسط بنده ی حق | 
+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 15:53  توسط بنده ی حق | 
سلام خدمت همه ی مخاطبان گرامی :

    من قبلا از طریق درخواست هایی که شما دوستان به ایمیلم ارسال می کردید طالعتون رو براتون ارسال میکردم ولی در حال حاضر با توجه به کمبود وقت اینجانب و در خواست دوستان روش بدست آوردن طالع رو براتون می نویسم.

برای این کار اسم شخص و مادرش را با احتساب سید بودن به طوری که در شناسنامه آمده است به حروف ابجد در می آوریم و مجموع آن را بر ۱۲ تقسیم می کنیم ،باقیمانده نشان دهنده طالع می باشد.

این اعداد بین ۱ تا ۱۲ می باشند.

البته نیاز است که تفسیر اعداد را بدانید.

 

مثلا اگر نام فردی محمد(۹۲) و نام مادرش مریم(۲۹۰) باشد حاصل جمع این دو عدد ۳۸۲ میشود این عدد را بر ۱۲ تقسیم می کنیم باقی مانده ۱۰ می باشد.

طالع ۱۰،برج جدی(دی)،ستاره کیوان و روز شنبه،طیف رنگی آبی ،عنصرخاک،و عدد ۸ .

 

یا حق!

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:21  توسط بنده ی حق | 
هرگاه کسی این آیه شریفه را بر کاغذی بنویسد و به بازوی راست ببندد هرجا که برای خواستگاری رود به او جواب مثبت می دهند (انشاء الله)

((قل ان الفضل ... تا ... ذوافضل العظیم)) ( آل عمران آیه ۷۳ و ۷۴)

 

جهت جلب محبت مطلوب این را شبهای جمعه بعد از نیمه شب ۳۰ مرتبه بخوانید:

(( فان تولوافقل حسبی الله لا اله الا هو علیه توکلت و هو رب العرش العظیم)) ( سوره توبه آیه آخر ) و بعد از هر مرتبه بخوانید(( اللهم یا رب حسبی الله علی ( فلان بن فلانه اسم او و مادرش) اعطف قلبه و ذلله لی))

 

 

یا حق!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 12:11  توسط بنده ی حق | 

جنیان علم غیب ندارند. (( فلما قیضا الموت ما دلهم علی موته الا دابه الارض تاکل منساته فلما خر تبینت الجن ان لو کانو یعلمون الغیب مالبثوا فی العذاب المهین )). (1)

 یعنی: پس از آنکه قضاء مرگ را بر او (حضرت سلیمان ) راندیم کسی جنیان را از مرگ وی آگاه نساخت مگر موریانه روی زمین که عصایش را خورد و او به زمین افتاد هنگامی که بر زمین افتاد جنیان فهمیدند که اگر از غیب آگاه بودند در عذابی خوارکننده به سر نمی بردند.

از حضرت امام جعفر صادق روایت است که فرمود :

جن به دستور حضرت سلیمان قبه ای از شیشه برایش ساختند. روزی در آن قبه تکیه بر عصایش داده و به تماشای لشگر جنیان خود مشغول بود که ناگهان مردی را دید،پرسید تو کیستی ؟ گفت :

 من همانم که نه رشوه می گیرم و نه از پادشاهان پروایی دارم من فرشته ی مرگم. روح سلیمان را به صورت سرپا و ایستاده تکیه داده بر عصای خود قبض نمود در حالی که جن ها او را تماشا می کردند. جنیان یک سال تمام برای او کار کردند به تصور آنکه او زنده است تا آنکه خدای تعالی حشره ی بید را مامور کرد تا عصای او را خورد،همین که سلیمان به زمین افتاد آن وقت جنیان فهمیدند که اگر از غیب می دانستند یک سال تمام در عذابی خوار کننده باقی نمی ماندند.

در ایستاده مردن او و سر پا بودن او قرض هایی بوده :

۱- اتمام ساخت مسجد توسط جنیان ۲- بر همه روشن شود که جنیان از غیب آگاه نیستند و در این باره ادعای دروغ دارند ۳- اینکه دانسته شود هرکس اجل و مرگش رسید مهلتی به او داده نمی شود، زیرا به حضرت سلیمان با آنهمه جلال و شکوه داده نشد.

 

آیا جن ها می توانند از آینده خبر دهدند؟

جن ها هوششان بسیار زیاد است و می توانند افکار را بخوانند ولی آینده ی انسان را نمی دانند، ولی گاهی خبرهایی میدهند که درست مطابق با واقعیت بوده و به حقیقت می پیوندد.

جن ها از آینده ی انسان خبر ندارند، ولی بعضی از خبرهایشان حقیقت دارد. مکان اموال مسروقه و اشیاء گمشده را می دانند و از انسانهای گمشده می توانند خبر دهند. (2)


(1)- سوره ی سبا آیه ی 14

(2)-جن ها همه جا هستند جلد اول

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 11:43  توسط بنده ی حق | 
البته در همه ی موارد قبل از استفاده از اذکار مراجعه به پزشک متخصص توصیه می شود.

هرگاه زنی حمل خود را سقط میکند و نمیتواند تا پایان نه ماه نگه دارد باید یکصد و شش (۱۰۶) مرتبه ((بسم الله الرحمن الرحیم)) را نوشته و هراه خود نگه دارد.


اگر زنی فرزندش نماند این تعویذ را نوشته و همرا خود نگهدارد انشاءالله حامله می شود و دیگر فرزندش تلف نمی شود:

((بسم الله الرحمن الرحیم همه همه اذونی لا م م الا ۸ و و مطع الله لا اله هو الحی القیوم آهیا شراهیا اصباوث ال شدای انه من سلیمان و انه بسم الله الرحمن الرحیم موذلک کرمک برحمتک یا ارحم الراحمین))


دوستان عزیز توجه کنید که مطالب این مجموعه بسیار زیاد است و فقط به همین صفحه ختم

نمی شود لطفا جهت مشاهده ی همه ی مطالب از آرشیو تقویمی  استفاده کنید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 19:4  توسط بنده ی حق | 
سلام به همه دوستان عزیز:


(متا سفانه بدلیل برخی مسایل مجبور به حذف این قسمت شدم)


یا حق!

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 13:7  توسط بنده ی حق | 

کشتی نوح در کوه های آرارات...

و لقد ترکناها آية فهل من مدّکر(سوره قمر، آيه 15)
"و ما آن کشتی را محفوظ داشتيم تا آيت عبرت شود، پس کيست که پند گيرد؟"

در سال ۱۹۵۹، یک خلبان ترک، براساس مأموریت محول شده، چندین عکس هوایی برای مؤسسه ژئودتیک ترکیه برداشت. هنگامی که مأموریت به پایان رسید، در میان عکس های او تصویری جلب نظر می کرد که بیشتر شبیه یک قایق بود تا چیزی دیگر، قایقی بزرگ که بر سینه تپه ای، در فاصله بیست کیلومتری کوههای آرارات آرمیده بود


تصویر هوایی از فسیل کشتی که محل آسیب دیدگی ناشی از برخورد به یک صخره در آن مشخص است. بلافاصله پس از مشاهده این تصویر، تعدادی از متخصصان، علاقه مند به پیگیری شدند. دکتر براندنبرگ از دانشگاه ایالتی اوهایو یکی از این علاقه مندان بود. او کسی بود که قبلاً در زمینه کشف تأسیسات روی زمین از طریق هوا، مطالعات دانشگاهی داشت و پایگاههای موشکی کوبا را در دوران کندی کشف کرده بود.


عكس هوايي از شئ كشتي شكل

دکتر واندنبرگ با دقت عکس ها را مورد مطالعه قرار داد و اظهار کرد: «من هیچ شکی ندارم که شیء موجود در عکس های هوایی یک کشتی است. من تا به حال در طول مدت فعالیتم، هرگز چنین شیء عجیبی در یک عکس هوایی ندیده بودم.» پس از آن یک گروه کاوشگر آمریکایی نیز به منطقه مورد نظر اعزام شد، ولی حتی با انجام تحقیقات کوتاه مدت، نتوانست اطلاعات قابل توجهی بدست آورد.

۱۷ سال از آخرین تحقیقات در منطقه گذشت و هیچ اکتشافی تا سال ۱۹۷۶ انجام نگرفت. در سال ۱۹۷۶ یک باستان شناس آمریکایی به نام «ران ویت» تحقیقات جدید خود را در منطقه آغاز کرد. او بسیار زود دریافت که این شیء قایق مانند، بسیار بزرگتر ازحدی است که قبلاً تصور می کرد. او بزودی با انجام محاسبات دقیق دریافت که طول این شیء عظیم الجثه بلندتر از طول یک زمین بازی فوتبال و اندازه آن به بزرگی یک ناو جنگی است که کاملاً در زمین دفن شده است. اما کشتی کشف شده در زیر گل و لای قطوری دفن شده بود و بسختی به جز از ارتفاع قابل رؤیت بود.

به دلیل همین عدم مشاهده دقیق از سطح زمین، امکان هر تحقیقی غیر ممکن بود. از سوی دیگر جسم کشف شده آنقدر بزرگ و سنگین بود که هر گونه اقدامی را در وهله اول عقیم می ساخت. «ران وایت» و گروه همراهش که مشتاقانه کار را پیگیری می کردند، به جایی رسیدند که تنها وقوع یک حادثه عجیب و نادر می توانست راهگشای کار آنها باشد:

«زمین لرزه!» آنها متوجه شدند که حرکت دادن و در آوردن جسم مذکور از درون زمین، به دلیل ابعاد وسیع و بزرگ آن غیر ممکن است و تنها با یک لرزش زمین، این شیء می تواند از دل خاک سر در آورد و مورد کاوش قرار گیرد.

از تحقیقات ران ویت مدت زیادی نگذشته بود که در ۲۵ نوامبر سال ۱۹۷۸، وقوع زمین لرزه ای در محل، باعث شد تا کشتی مزبور به طور شگفت آوری از دل کوه بیرون بزند و سطح زمین اطرافش را به بیرون براند. بدین ترتیب دیواره های این شیء، شش متر از محوطه اطرافش بالاتر قرار گرفت و برجسته تر شد.

 بدنبال این زمین لرزه، ران وایت ادعا کرد که شیء مذکور می تواند باقیمانده کشتی نوح باشد. سپس بدبینی ها به خوش بینی مبدل و این سؤال ها مطرح شد: «اگر این جسم عظیم قایقی شکل به طول یک زمین فوتبال، در ارتفاع ۱۸۹۰ متری کوههای آرارات، کشتی نوح نیست، پس چه چیز می تواند باشد؟ و اگر جسم کشتی نوح است، آیا طوفان نوح واقعاً بوقوع پیوسته است؟… آیا ما شاهد بقایای کشتی افسانه ای حضرت نوح که در کتب مقدس ادیان جهان از آن صحبت شده است، هستیم؟»

تصوير ران ويت درپارك ملي كشتي نوح

طوفان و سیل در زمان حضرت نوح در سطح وسیعی بوسعت کره زمین واقع شده است. به اعتقاد مسیحیان و بنا به نص انجیل، این حادثه عظیم و دهشت آور، برای تنبیه مردمان آن روزگار که دست به سرکشی زده بودند و به منظور نجات نوح پیامبر و پیروانش واقع شده بود. بررسیهای زمین شناسی در نقاط مختلف دنیا، نابود شدن و مرگهای دسته جمعی موجودات زنده را بر اثر حادثه ای غیر منتظره نشان می دهد. برخی از این حوادث با زمان طوفان نوح همخوانی دارد.

وجود لایه های مخلوط فسیل شده حیواناتی چون فیل، پنگوئن، ماهی، درختان نخل و هزاران هزار گونه گیاه جانوری، تأییدی بر این واقعیت است. این سنگواره ها که بعضاً در برگیرنده حیوانات مناطق گرمسیر با مناطق سردسیر (در کنار هم) هستند، نشان می دهند که با فرونشستن آب، جانوران و گیاهان خارج شده، در زیر رسوبات مانده و به فسیل تبدیل شده اند. امتزاجی عجیب از جانوران خشکی و دریا، حاره و قطبی که مرگی آنی و دلخراش را روایت می کنند.

پارك ملي كشتي نوح

تاریخ در مورد محل به گل نشستن کشتی چه می گوید؟ داستان کشتی نوح از گذشته های دور مورد توجه اقوام مختلف بوده است. مورخان از ۲۰۰۰ سال پیش نقل کرده اند که توریست ها و مسافران کنجکاو بسیاری از قدیم این منطقه را در کوههای آرارات کشور ترکیه، مورد بازدید قرار می دادند و گاهی تکه های کوچکی از آن به غنیمت برده می شد. در تاریخ آمده است که حدود ۸۰۰ سال قبل از میلاد مسیح، آشوریان اقدام به ورود به کشتی کردند و موفق به ورود به طبقه سوم آن که در زیر زمین واقع شده بود شدند. این نشان می دهد که اقوال مختلف در مورد موقعیت جغرافیایی کشتی، متفقند.
 
تکنولوژی پیچیده در ساخت کشتی اینجا صحبت از ساخت یک قایق کرجی کوچک هشت نفره با ظرفیت چند حیوان کوچک نیست. بحث بر سر تکنولوژی پیچیده ای است که مهارت ذوب فلزات، ابزار پیشرفته و نیروی انسانی حاذق می طلبیده است. از آنجا که یاران حضرت نوح تعداد بسیار کمی بوده اند، این سؤال پیش می آید که نوح براستی چگونه این کشتی را ساخته است. کشتی ای که تاکنون از عجایب کتب مقدس به شمار می رفت و اکنون یک واقعیت علمی لمس شدنی است. آیا نوح به تنهایی توانسته است کشتی ناوگونه خود را به طول یک زمین فوتبال و به وزن تقریبی ۳۲۰۰۰ تن بسازد؟ آیا ساخت یک کشتی با دست خالی با امکانات آن زمان، به گنجایش ۴۹۴ اتوبوس دو طبقه مسافربری با تصورات ما درباره قدما، همخوانی دارد؟ براستی چه تعداد جانور و چگونه جمع آوری شدند و در کشتی جایگزینی شدند؟ آب و غذا چگونه تأمین می شد؟ جانوران وحشی چگونه به سوی کشتی هدایت شدند؟ باید کار جمع آوری و هدایت حیوانات کاری سخت بوده باشد ولی بهرحال فرمان خدا باید انجام می شد.
خوشبختانه تحقیق بیشتر در محل، حضور حیوانات را در کشتی یافت شده، تأیید کرد. کشف مقادیر قابل توجهی فضولات حیوانات که به صورت فسیل در آمده اند و از ناحیه خسارت دیده کشتی به بیرون رانده شده اند ، فرضیه ما را بیشتر به واقعیت نزدیک کرد. علاقمندان به کاوش در مورد کشتی نوح بارها و بارها سعی کرده اند به درون کشتی فسیل شده راه یابند ولی همیشه با توده های عظیم سنگ و خاک نیمه ویران مواجه شده اند. در آخرین تلاشها، کاوشگران سعی کردند لایه های گل و لای خشک شده اطراف کشتی را در هم بشکنند و از میان بردارند تا شاید راهی برای ورود به اتاقکهای زیرین کشتی پیدا کنند، اما خیلی موفق نبودند. در سال ۱۹۹۱، «گرگ برور» باستان شناس، بخشی از شاخ فسیل شده جانوری را کشف کرد که از قسمت تخریب شده کشتی که فضولات حیوانی بیرون ریخته بودند، به بیرون افتاده بود. به تشخیص محققان، این شاخ که مربوط به یک پستاندار بوده است، مقارن با شاخ اندازی سالانه جانور به هنگام خروج از کشتی در آنجا رها شده است
 
کشتی نوح: اسکلت فلزی، بدنه چوبی آزمایشات دانشمندان وجود قطعات آهن را در فواصل منظم و معین در ساختار کشتی تأیید کرده است. باستان شناسان با کشف رگه ها و تیرهای باریک آهنی، الگویی ترسیم کرده اند که حاصل کار به صورت نوارهای زرد و صورتی بر روی کشتی علامتگذاری شد. آنها همچنین گره ها و اتصالات آهنی محکم و برجسته ای را یافته اند که در ۵۴۰۰ نقطه کشتی بکار رفته اند.

نوارهاي مشخص شده خطوط آهني با آرايش منظم اسكلت كشتي مي باشد..

تصویر برداری های راداری نشان داده که در محل تصادم کشتی با صخره به هنگام فرود آمدن یا به عبارت دیگر به گل نشستن، نوارهای آهنی یا تیرهای فلزی کج شده اند. آنها می گویند که استفاده وسیع و همه جانبه از فلزات در ساخت کشتی خارج از حد تصور ماست. و اصنع الفلک باعیننا و وحینا (سوره هود، آیه۳۷)




تصوير رادار اسكن از كشتي نوح

به نظر می رسد که تکنولوژی پیشرفته و رشدیافته ای در آن دوران وجود داشته که به هر حال حضرت نوح (ع) توانسته از آن بهره مند شود. تکنولوژی و تمدنی که ذهن ما را از تمرکز بر روی بناها و اماکن منحصر به فرد در نقاط مختلف دنیا به این نقطه از جهان معطوف می کند.

اکتشافات زمانی جالبتر شد که باستان شناسان توانستند طرح مشبکی حاصل از تقاطع تیرهای فلزی افقی و عمودی بکاررفته در بدنه کشتی بدست بیاورند. تصاویری که نشان می دهند ۷۲ تیر فلزی اصلی در هر طرف کشتی به کاررفته است. به نظر می رسد که برای هر چیزی طرح و الگویی وجود داشته است. وجود اتاقها و فضاهای کوچک و بزرگ در طبقات مختلف، نظریه وجود طرح مهندسی پیشرفته را تأیید می کند.

 در طول تحقیقات، بررسیهایی در مورد تعیین طول، عرض و قطر کشتی انجام گرفته است که متخصصان را قادر ساخته تا از جزییات کف کشتی، ساختمان و الگوی اولیه و مواد تشکیل دهنده آن اطلاعاتی بدست آورند. دستیابی به چنین کشفیاتی مبهوت کننده بود، چرا که در بسیاری از مواقع، درک واقعیت کشف شده از حد تصور خارج بود.

کشف یک لایه غلافی و کپسولی شکل در داخل کشتی از این جمله بود که در واقع کشتی را به دو لایه یا پوسته اصلی مجهز می کرد. این آزمایشات، وجود دیوارهای داخلی کشتی، حفره ها، اتاقها و دهلیزها و همچنین وجود دو مخزن بزرگ استوانه ای را تأیید کرد. در این آزمایشها که به «رادار اسکن» یا «اسکن های راداری» معروفند، معلوم شد که دو مخزن استوانه ای بزرگ که هر کدام چهار متر و ۲۰ سانتی متر بلندی و هفت متر و بیست سانتی متر عرض داشته اند و به دور هر یک از آنها کمربندی فلزی نصب شده بود، در نزدیکی تنها در ورودی کشتی وجود داشته اند. در یکی از آزمایشات رادار اسکن که به درخواست استاندار استان آگری ترکیه انجام شد، معلوم شد که جنس بدنه کشتی از سه لایه چوب به هم چسبیده تشکیل شده است. این سه لایه با مواد محکم چسبنده، بهم چسبیده بودند


                   


قطعات كاملاً سنگي شده از قسمتهاي چوبي كشتي كه آثار حجاري و برش خوردگي دارند.

در سال ۱۹۹۱، یک عدد میخ پرچ فسیل شده با حضور ۲۶ نفر محقق در بقایای کشتی کشف شد. تجزیه و تحلیل ترکیبات این میخ وجود آلیاژهای آلومینیوم، تیتانیوم و برخی از دیگر فلزات را تأیید کرد.

این در حالی است که گمان می رفت در زمان حضرت نوح، آهن و آلومینیوم هنوز به مرحله کشف و استخراج نرسیده باشد. آیا ما نیازمند بازنگری در تاریخ استفاده و استخراج بشر از فلزات هستیم؟

 

لنگرهای کشتی هم کشف شد!

بر بلندیهای تپه های اطراف محل کشتی، باستان شناسان چند جسم بزرگ حجیم سنگی یافتند که در بالای هر کدام سوراخی بزرگ تعبیه شده بود. این اجسام مثلثی شکل سنگی و نیمه صیقلی، شبیه به لنگرهای کشتی های باستانی بودند که «دراگ» نامیده می شدند. اینها در واقع ابزاری بودند که به علت وزن زیاد به جای وزنه یا لنگر به هنگام پهلو گرفتن کشتی به آب پرتاب می شدند. چگونه و با چه نیرویی؟ دقیقاً نمی دانیم ولی حدس هایی در این زمینه وجود دارد



ران ويت و همكارانش در كنار سنگ لنگر يافت شده.

کشف شش وزنه یا لنگر کشتی، هر یک مجهز به سوراخی در بالای آن، حدس باستان شناسان را به یقین تبدیل کرد. این وزنه ها در فواصل متفاوت، ظاهراً به هنگام پهلو گرفتن کشتی به آب پرتاب شده بودند.

اندازه کشتی نوح در کتاب مقدس ۳۰۰ ذراع یاد شده است.. واحد ذراع در مصر قدیم در زمان حضرت موسی(ع) برابر با ۵۲.۷ سانتی متر بوده است. با محاسبه این رقم، عدد ۱۵۸.۴۶ متر بدست می آید.

طول کشتی مورد کاوش توسط دو تیم مختلف در دو زمان اندازه گیری شد. رقم بدست آمده دقیقاً ۱۵۸.۴۶ متر را نشان می داد. این محاسبات، محققان را در ادامه کاوشها مصمم تر کرد

 

کتیبه ای که ادعای دانشمندان را اثبات کرد

روایت است که حضرت نوح(ع) قبل از به زمین نشستن کشتی و فروکش کردن آب، پرنده ای را که باید مانند کبوتر یا کلاغ بوده باشد به بیرون فرستاد تا مطمئن شود خشکی نزدیک است یا نه. بار اول پرنده با خستگی به کشتی بازگشت و این بدان معنی بود که خشکی در آن نزدیکیها وجود ندارد. بار دوم پرنده به کشتی باز نگشت و این آزمایش نشان داد که عمل لنگر انداختن نزدیک است. [در کتاب مقدس که گویا این روایت از آن نقل شده، آمده است حضرت نوح(ع) ابتدا یک کلاغ را می فرستد که از فرستادن کلاغ نتیجه ای نمی گیرد و بعد از آن کبوتری را می فرستد- انصاف]

درست در دو کیلومتری شرق محلی که کشتی هم اکنون قرار دارد، دهکده ای وجود دارد که «کارگاکونماز» نامیده شده است. نام این دهکده ترکی را چنین ترجمه کرده اند: «آن کلاغ نه توقف می کند نه باز می گردد.» [چارلز برلیتز در کتاب "کشتی گمشده نوح" (ترجمه احمد اسلاملو) نام این محل را "جایی که کلاغ نمی نشیند" ترجمه کرده است- انصاف]

محل کنونی کشتی در دل کوههای آرارات از گذشته های دور، به منطقه هشت معروف شده و دره پایین منطقه، محله هشت نام گرفته است. چرا؟ [در کتاب "کشتی گمشده نوح" آمده نام این منطقه به «تمانین» (Temanin) معروف است که به معنی «هشت» است. شیخ صدوق در کتاب عیون الاخبار از امام رضا(ع) نقل کرده است که "نوح در همان محلی که کشتی به زمین نشست قریه ای بنا کرد و نام آن را قریه «ثمانین» (هشتاد) گذاشت." همانطور که می بینیم بین کلمات «ثمانین» (هشتاد) و «تمانین» (هشت) از نظر شکل و معنی شباهت زیادی وجود دارد- انصاف]

در نزدیکی محل فرود کشتی در بالای تپه، لوحه ای کشف شد که ادعاهای باستان شناسان را به طرز زیبایی اثبات کرد. کتیبه ای که حداقل ۴۰۰۰ سال قدمت دارد. بر روی این تابلوی سنگ آهکی، در سمت چپ، تصویر رشته کوههایی دیده می شود که در کنار یک تپه و سپس یک کوه آتشفشان قرار دارد. در سمت راست، یک تصویر قایقی شکل با هشت نفر انسان کنده کاری شده است… در بالای سنگ کتیبه، دو پرنده در حال پروازند. کشف این کتیبه همگان را به شگفتی واداشت. [کتاب مقدس، سرنشینان کشتی نوح را هشت نفر ذکر کرده است. در روایات شیعه نیز تعداد هشت نفر و هشتاد نفر، هر دو نقل شده است- انصاف] در واقعیت موجود، کوه آرارات در سمت چپ، تپه ای در کنار آن و قله یک کوه آتشفشان در کنار تپه وجود دارد.

 

کتیبه یافت شده منتسب به حضرت نوح (ع)

پیامبر اسلام فرمود: « هنگامی که خداوند اراده کرد قوم حضرت نوح را هلاک کند، به نوح فرمان داد کشتی بزرگی بسازد. جبرئیل نیز با میخ‌هایی برای ساختن کشتی فرود آمد. در میان انبوه میخ‌ها پنج میخ ویژه بود که درخشش خاصی داشت و بر روی هر یک نام یکی از پنج نور مقدس محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین نقش بسته بود.

حضرت نوح هر کدام را بر می داشت، میخ همچون ستاره‌ای در تاریکی شب می درخشید. هنگامی که میخ پنجم را برداشت، پس از درخششی، اشکی از آن جاری شد.
نوح از جبرئیل پرسید: « این میخ و اشک چیست؟»
جبرئیل در پاسخ گفت: « این میخ حسین بن علی است.»
حضرت نوح نیز هر یک را در یک طرف از کشتی کوبید.

پیامبر فرمود: « در آیه « و حملنا علی ذات الواح و دسر » منظور از « الواح » چوب‌های کشتی و منظور از « دسر » ما هستیم. اگر ما نبودیم کشتی حرکت نمی کرد

منابع:
بحار الانوار، ج ۲۶، ص ۳۲۲، حدیث ۱۴- امان الاخطار، ص ۱۰۷ و ۱۰۸

گزارش‌ باستان‌شناسی‌ شوروی‌ دربارة‌ کشتی‌ نوح

بر اثر این‌ اکتشاف‌، ادارة‌ کلّ باستان‌ شناسی‌ شوروی‌ برای‌ تحقیق‌ از چگونگی‌ این‌ لوح‌ و خواندن‌ آن‌، هیئتی‌ مرکّب‌ از هفت‌ نفر از مهمترین‌ باستان‌ شناسان‌ و اساتید خط‌ شناس‌ و زبان‌ دان‌ روسی‌ و چینی‌ را مأمور تحقیق‌ و بررسی‌ نموده‌ که‌ نام‌ آنها بدین‌ گونه‌ است‌:

۱ ـ پرفسور سولی‌ نوف‌، استاد زبان‌های‌ قدیمی‌ و باستانی‌ در دانشکدة‌ مسکو.

۲ ـ ایفاهان‌ خینو، دانشمند و استاد زبان‌شناس‌ در دانشکدة‌ لولوهان‌ چین‌.

۳ ـ میشانن‌ لوفارنک‌، مدیر کلّ آثار باستانی‌ شوروی‌.

۴ ـ تانمول‌ گورف‌، استاد لغات‌ در دانشکده‌ کیفزو.

۵ ـ پرفسور دی‌ راکن‌ استاد باستان‌ شناس‌ در آکادمی‌ علوم‌ لنین‌.

۶ ـ ایم‌ احمد کولا، مدیر تحقیقات‌ و اکتشافات‌ عمومی‌ شوروی‌.

۷ ـ میچر کولتوف‌، رئیس‌ دانشکدة‌ استالین‌.


این‌ هیئت‌ پس‌ از ۸ ماه‌ تحقیق‌ و مطالعه‌ و مقایسة‌ حروف‌ آن‌ با نمونة‌ سائر خطوط‌ و کلمات‌ قدیم‌ متّفقاً گزارش‌ زیر را در اختیار باستان‌ شناسی‌ شوروی‌ گذاشت‌:

۱ ـ این‌ لوح‌ مخطوط‌ چوبی‌ از جنس‌ همان‌ پاره‌ تخته‌های‌ مربوط‌ به‌ کاوش‌های‌ قبلی‌، و کُلاًّ متعلّق‌ به‌ کشتی‌ نوح‌ بوده‌ است‌؛ منتهی‌ لوح‌ مزبور مثل‌ سائر تخته‌ها آنقدرها پوسیده‌ نشده‌، و طوری‌ سالم‌ مانده‌ که‌ خواندن‌ خطهای‌ آن‌ به‌ آسانی‌ امکان‌ پذیر می‌باشد.

۲ ـ حروف‌ و کلمات‌ این‌ عبارات‌ به‌ لغت‌ سامانی‌ یا سامی‌ است‌ که‌ در حقیقت‌ اُمّ اللغات‌ (ریشة‌ لغات‌) و به‌ سام‌ بن‌ نوح‌ منسوب‌ می‌باشد.

۳ ـ معنای‌ این‌ حروف‌ و کلمات‌ بدین‌ شرح‌ است‌:

توسّل‌ حضرت‌ نوح‌ به‌ پنج‌ تن‌ علیهم‌ السّلام‌ و أسامی‌ آنها بر کشتی‌ 

 «ای‌ خدای‌ من‌! و ای‌ یاور من‌!

 به‌ رحمت‌ و کرمت‌ مرا یاری‌ نما!

 و به‌ پاس‌ خاطر این‌ نفوس‌ مقدّسه‌:

 مُحمّد 

 إیلیا (علیّ)

 شَبَر (حَسَن‌)

 شُبَیْر (حُسَین‌)

 فاطِمَه‌

 آنان‌ که‌ همه‌ بزرگان‌ و گرامی‌اند

 جهان‌ به‌ برکت‌ آنها برپاست‌.

 به‌ احترام‌ نام‌ آنها مرا یاری‌ کن‌!

 تنها توئی‌ که‌ میتوانی‌ مرا به‌ راه‌ راست‌ هدایت‌ کنی‌!»

بعداً دانشمند انگلیسی‌: این‌ ایف‌ ماکس‌، استاد زبان‌های‌ باستانی‌ در دانشگاه‌ منچستر، ترجمة‌ روسی‌ این‌ کلمات‌ را به‌ زبان‌ انگلیسی‌ برگردانید، و عیناً در این‌ مجلّه‌ها و روزنامه‌ها نقل‌ و منتشر گردیده‌ است‌:

 ۱ ـ مجلّة‌ هفتگی‌ «ویکلی‌ میرر» لندن‌، شمارة‌ مربوط‌ به‌ ۲۸ دسامبر


+ نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1387ساعت 14:22  توسط بنده ی حق | 
فرا رسیدن دهه ی محرم و همچنین سالروز شهادت شاه کربلا بر همه ی مسلمانان جهان تسلیت باد.



به مناسبت این ماه عزیز براتون کلیپ صوتی علی گندابی رو اینجا گذاشتم که دانلود کنید.

لطفا حتما گوش کنید، چون واقعا تاثیر عجیبی داره و تو این ایام عزیز می تونه خیلی کمکتون کنه.

برای دانلود اینجا کلیلک کنید.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1387ساعت 13:4  توسط بنده ی حق | 
 

جهت رویت در رویا این مربع را زیر سر خود گذاشته و بخوابد.

                          ۷۸۶

۱۱۰ ۱۲۳ ۱۲۰ ۱۱۷
۴۵۴ ۱۱۶ ۱۱۱ ۱۲۳
۱۱۵ ۱۱۸ ۱۲۵ ۱۱۲
۱۲۴ ۱۱۲ ۱۱۴ ۱۱۹

 

یاحق!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 17:23  توسط بنده ی حق | 
برای فروش زمین هر روز آیات زیر را بخوانید :

۱۱ مرتبه " رب انزلی منزلا مبارکا ..."(سوره مومنون آیه ۲۹) و ۱۴ مرتبه "ربنا آتنا من لدنک ..."(سوره کهف آیه۱۸و ۱۰) و قبل و یعد از آیه ۱۴ صلوات بفرستید.

 

برای صاحب خانه شدن :

به حضرت علی اصغر توسل کنید.آیه"شهدا..."(سوره آل عمرانُ۱۸) را هر شب ۳۰۰ بار تلاوت کنید.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 22:12  توسط بنده ی حق | 
ملا محمد تقی مجلسی (ره) (مجلسی اول، پدر علامه محمد باقر مجلسی صاحب بحارالانوار) از جمله کسانی بودند که در اثر علم،زهد، تقوی و ورع به درجه ای از کمال نائل آمد که به کم خداوند، نیروهای غیبی تحت فرمان او آمدند که یک نمونه آن به قرار ذیل است:

مردی در اصفهان عروسی کرده و در شب زفاف به عروس گفت: از فلان اطاق مقداری زغال بیاور.همین که عروس از حجله بیرون رفت، داماد به عنوان شوخی اسم غریبی را صدا زد که بیا عروس را بگیر.

آمدن عروس طول کشید.در جستجو و تفحص از او برآمدند لیکن او را نیافتند بالاخره نزد مجلسی رفته و قضیه را شرح دادند.

آن مرد الهی قاضی جن ها را احضار نمود و عروس را از او خواست قاضی پس از بحث و فحص بسیار عروس را آورد.سپس شرح واقعه را اینگونه بیان کرد که یکی از جن های فلان محل، در آن مکانی که عروس رفته زغال بیاورد حاضر بوده و اسمش همان بوده که داماد به عنوان شوخی بر زبان جاری ساخته است،لذا به مجرد اینکه صدا می زند فلانی! عروس را بگیر، او هم عروس را گرفته و به نزد خود می برد.

آری عزیزان! این است پاداش سیر و سلوک ال الله که گذشت از اجرو پاداش های اخروی در همین دنیاذ نیز نیروهای نامرئی را به فرمان وی در آورد. ۱ 

 

 

۱- قصص العلماء صفحه ۹۹

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 16:55  توسط بنده ی حق | 
از برای دفع دشمن اگر کسی (( اعتصمت بالله )) را هزار و شصت و نه ( ۱۰۶۹ ) مرتبه بخواند شر دشمن از وی دفع می شود و عداوت شاید که به محبت بدل گردد.

 

هرکس هزار مرتبه (( بسم الله الرحمن الرحیم )) بگوید و هزار بار (( الحمدلله )) و هزار بار (( لا اله الله محمد رسول الله )) و هزار بار صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بفرستد و بعد از آن  بر ظالمی که بر او ظلم کرده باشد دعا کند ُآن ظالم می رود و یا منکوب و نزول می شود.

در غیر ظالم به کار نبرد که خود به هلاکت خواهد رسید.

 

جهت دفع دشمنی که شرش غیر مستقیم می رسد بر ذکر (( یا حسیب )) مداومت کند.

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387ساعت 22:15  توسط بنده ی حق | 

حضرت رسول اکرم (ص) فرمود:

هر که نماز قضا بر ذمه اش باشد قبل از ظهر جمعه آخر ماه مبارک رمضان چهار رکعت نماز به دو سلام      (۲تا دو رکعتی) بخواند و در هر رکعت بعد از حمد یک مرتبه آیة الکرسی و پانزده مرتبه سوره ی کوثر را تلاوت نماید که دویست سال نماز قضا را کفایت می کند و روایت دیگر از آن حضرت چهار صد سال و روایت از حضرت امیرالمومنین ششصد سال و از حضرت رسول سوال کردند مردم آخر الزمان بیش از صدسال عمر نمی کنند نماز قضاهای پدر و مادر و اقربای  او را کفایت می کند بعد از نماز این دعا را بخواند.

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

یا سامعَ الصَّوتِ یا جامع الفَوتِ یا مُحیَ العِظامِ بَعدَ المَوت ِ

 

صَلِّ عَلی مُحَمدِ وَاجعَل لی فَرَجا وَ مخرجا مِمّا انا

 

فیه اِنَّکَ تَعلَمُ و انتَ تُقَدَر وَلا اَقدِرُ وَ انتَ عَلامَ الغُیُوبِ یا واهِبَ العَطایا

 

یا غافِرَ الخَطایا یا سُبّوحُ یا قدُوسُ یا رَب المَلائِکةِ وَ الرّوح رَبِِّ اغفِر وَارحَم

 

و تَجاوَز عَما تَعلَمُ اِنَکَ اَنتَ العَلِیُ الاَعظَم ُیا ساتِرَ العُیوُبِ یا کاشِفَ الکُرُوبِ

 

یا غافِر الذُنوُبِ یا ذَالجَلالِ وَالاِکرام بِرَحمَتِکَ یا اَرحَمَ الراحِمینِ.

 

 

التماس دعا

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 20:26  توسط بنده ی حق | 

 الف) آیات ابتدایی سوره رعد را تا ... لقوم یتفکرون در چهار برگ نوشته و در چهار گوشه مغازه بیاویزد. 

 

 ب) آیات ۴۰ و ۴۷ سوره بقره را بر برگه ای نگاشته و در مغازه ی تان بر روی اجناس قرار دهید.

 

ج) در محل کسب و کار ذکر زیر را فراوان بگویید :(( بسم الله رحمن الرحیم لا اله الا الله و الله اکبر و الحمدالله کثیر االلهم انی اسئلک من فضل رحمتک و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم)).

برای نوشتن اینگونه ادیعه باید کاملا دقت شود زمان نوشتن در روزهای قمر در عقرب نباشد،دعا ها حتما با مشگ،زعفران،گلاب و آب زمزم در ساعات سعد از جمله مشتری یا شمس و در روزهای شنبهُ، دوشنبه و یا جمعه نوشته شود .

کاغذی که استفاده می شود کاملا سفید و مربع باشد به صورتی که تمام اضلاع آن یک اندازه باشند.

چشمان حروف باز باشد و کور نشود.

---------------------------------------------------------------------------------------------

 

با آیات قرآن و طبق دستور وارده می توان همزاد را دعوت کرد این عمل یک راز بوده و هرکسی علم آنرا ندارد :

بنده روش ها را در اینجا می نویسم ولی بخشی از آنرا ناقص میگذارم زیرا هر فردی که علم داشته باشد می تواند از آن استفاده کند و  در نتیجه کسی که علم دارد خود به آن بخش دست خواهد یافت:

 

با رعایت تمامی اصول و پرهیز جلالی یه جمالی یک چله ی ۴۱ روزه نشسته به هنگام روز بیرون و در جایی که آب باشد یه شکلی بنشیند که سا یه ی خود را ببیند و سوره  شریفه ی ... .

 

( این قسمت را به دلیل درخواست برخی دوستان حذف کردم).

 

 

یا حق!

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1387ساعت 14:57  توسط بنده ی حق | 

در ایام قمر در عقرب نباید دست به دعا نویسی زد زیرا برعکس میشود.

باید از عروسی ،تصمیم گیری،سفر و انجام کارهای مهم در این روزها خود داری نمود.

 

دعا نویسان برای نوشتن دعاهای شیطانی همچون بغض، سرگردانی و تفریق از این روزها بهره میگیرند.

 

حمل: از روز 16 تا نصف روز 18 نحس مي باشد

ثور: از روز 13 تا نصف روز 15 نحس مي باشد

جوزا: از روز 11 تا نصف روز 13 نحس مي باشد

سرطان: از روز 8 تا نصف روز 10 نحس مي باشد

اسد: از روز 6 تا نصف روز 8 نحس مي باشد

سنبله: از روز 3 تا نصف روز 5 نحس مي باشد


ميزان: از روز 1 تا نصف روز 3 نحس مي باشد

عقرب: از روز 28 تا نصف روز 30 نحس مي باشد


قوس: از روز 26 تا نصف روز 28 نحس مي باشد

جدي : از روز 23 تا نصف روز 26 نحس مي باشد

دلو: از روز 21 تا نصف روز 23 نحس مي باشد


حوت: از روز 19 تا نصف روز 21 نحس مي باشد


 تمامي تاريخ ها به قمري ميباشد البته به خاطر اختلاف زمان از تقویم های نجومی استفاده کنید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 23:49  توسط بنده ی حق | 
انگشتر اهرون و مهرون جهت مال و محبت است.

این دو اسم را در شرف زهره در انگشتری نقره نقش کند و در دست نماید و اثر آن را ملاحظه نماید.

چشم های حروف گشاده باشد کور نشود.

 

و اینست نقش نگین حضرت سلیمان :

 

(( سبحان من الجم الجن بکلماته ))

 

یعنی منزه است پروردگاری که جنیان را با کلمات خود لجام زد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 18:14  توسط بنده ی حق | 

سید بن طاووس روایت کرده، هرکه سوره ی ((فاتحه)) را هنگام رویت هلال اول ماه هفت بار بخواند در آن ماه از چشم زخم در امان است. انشا الله

آیات 51 و 52 سوره مبارکه قلم با 4 آیه ی اول سوره ی (( تبارک الذی )) بنویسید و با خود دارد تا از چشم زخم ایمن گردد.

 

گویند محمدبن عیسی از امام صادق ( ع ) پرسید چشم زخم واقعیت دارد ؟ فرمود :

 

آری!هرگاه تو را چشم زدند کف دستانت را مقابل رویت قرار ده و سوره ی (( حمد و اخلاص و فلق و ناس )) را بخوان و کف دستت را به صورت خود بکش خداوند تو را از گزند حفظ می کند.

و نیز جهت چشم زخم بر تخم مرغی بنویسید : (( جاعت بحیعت معجعت افنجعت انفلفت )) پس اگر آدمی باشد در بین پاهای او بشکند و هنگام شکستن بگوید (( بسم الله و بالله و علی اسم الله و اسم العین )) و اگر چشم خورده حیوان باشد در میان دو چشم او بشکند.

انگشتر اهرون و مهرون را همراه داشته باشید.

 

یا حق!

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 23:5  توسط بنده ی حق | 

امام صادق ( ع ) فرموده است : چون از امری بترسی ( جن، تاریکی ،تنهایی و...) می گویی (( یا کافیا من کل شی و لا یکفی منک شی فی السموات و الارض اکفنی ما اهمنی من امر الدنیا و الاخره و صل علی محمد و آله ))

 

هرکسی از جن و شیطان بترسد هنگامی که ترس بر او داخل می شود بگوید :

 

(( یا الله الا له اکبر القاهر بقدرته جمیع عباده و المطاع لعظمته عند کل خلیقته و الممضی مشیته لسابق قدرته انت تکللاء ما خلقت باللیل و النهار و لا یمتنع من اردت به سوء بشیء دونک من ذلک السوء و لایحول احد دونک بین احد و ما ترید به من الخیر کل مایری فی قبضک و جعلت قبائل الجن و لشیاطین یروننا و لا نراهم وانا لکیدهم خائف ( صلی االه علی محمد و آل محمد ) فامنی من شرهم و باسهم بحق سلطانک العزیز یا عزیز ))

 

هرگاه این را بگوید به او از سوی جن و شیطان هرگز بدی نرسد.

 

 

یا حق!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 21:10  توسط بنده ی حق | 
در بدن انسان صدها نقطه‌ي تمركز و تجمع انرژي وجود دارند. نقاطي كه از طريق آنها انرژي به بدن وارد يا خارج مي‌شود، چاكرا نام دارند.چاكرا يك واژه‌ي سانسكريت به معناي « چرخ گردنده » يا « ديسك چرخنده »
است. اين ديسكهاي نور، گردابهايي از انرژي ضربان‌دار هستند كه درون كالبد فيزيكي و كالبدهاي نامرئي هاله نفوذ مي‌كنند و انرژي حياتي را به آنها انتقال مي‌دهند ( انرژي اتري كيهان و انرژي زميني براي تغذيه و نگهداري كالبد فيزيكي ). اين گردابهاي انرژي چرخنده، جايگاه شعور، آگاهي روحي، شهود و تكامل معنوي هستند.
اگرچه هاله انسان حاوي صدها چاكراي فرعي و حداقل 12 چاكراي اصلي است، تمركز ما بيشتر روي 7 چاكرا از 12 چاكراي اصلي است: چاكراي ريشه، چاكراي طحال، شبكه‌ي خورشيدي، چاكراي قلب، چاكراي گلو، چشم سوم، و چاكراي تاج. علت توجه به اين چاكراها اين است كه اينها اساساً با وضعيت فيزيكي ما و سطوح بالاتر آگاهي در ارتباطند. هفت چاكراي اصلي در راستاي نخاع قرار گرفته‌اند. اين گردابهاي انرژي با يك خط انرژي به نام ساشومنا كه از مركزنخاع مي‌گذرد، اتصال دارند. در راستاي خط ساشومنا، دو كانال انرژي به نام آيدا ( زنانه ) و پينگالا ( مردانه ) قرار دارند، كه در هم تابيده شده، مانند شكل 8 چاكراها را در برگرفته‌اند و در بدن از ناحيه‌ي پرينه تا فرق سر امتداد دارند.
در سطح فيزيولوژيك، هرچاكرا با قسمتي از عقده‌هاي عصبي و غدد سيسم درون ريز در ارتباط است. چاكراها، جريان انرژي كيهاني و زميني را به داخل و خارج هاله تنظيم مي‌كنند و انرژي حياتي را براي حفظ و نگهداري كالبد فيزيكي تغيير و انتقال مي‌دهند.
در سطحي نامحسوس‌تر چاكراها به عنوان گذرگاههاي انرژي، به بعد متفاوتي از آگاهي عمل مي‌كنند، بعدي كه وراي دنياي سه بعدي ما است. هر چاكرا به عنوان يك مركز مستقل آگاهي عمل مي‌كند و بخشي ضروري براي تكامل معنوي ما است. همه‌ي احساسهايي كه در زندگي تجربه مي‌كنيم، همه‌ي افكار و همه‌ي احساسات ما، از جمله تلخ‌ترين خاطراتمان، در جايگاههاي ويژه‌اي در چاكراها و سيستم هاله‌اي يافت مي‌شوند. اين موضوع شامل همه‌ي تجربيات متافيزيك
ما در سطوح اختري در حين رؤياهايمان نيز هست. اگرچه هر چاكرا به عنوان يك مركز مستقل آگاهي عمل مي‌كند، همه‌ي چاكراها به هم مربوطند و سيستم يكپارچه‌اي را تشكيل مي‌دهند كه ذهن، بدن و روح را به هم ارتباط مي‌دهد. هدف اصلي از شناخت و كار با چاكراها كسب تكامل و يكپارچگي دروني است. به اين ترتيب ما بين جنبه‌هاي مختلف آگاهي خود، از فيزيكي تا معنوي، يك همبستگي هارمونيك برقرار مي‌كنيم. در نهايت ما در مي‌يابيم كه جنبه‌هاي مختلف وجود ما ( فيزيكي، عاطفي، ذهني و روحي ) همه با هم كار مي‌كنند و هر جنبه بخشي از يك مجموعه كامل است.
موضوع مهمي كه بايد درك كنيم، اين است كه چاكراها گذرگاههاي آگاهي ما هستند. چاكراها گذرگاههايي هستند كه از طريق آنها نيروهاي عاطفي، ذهني و روحي جريان يافته، به صورت فيزيكي بيان مي‌شوند.
انرژي ايجاد شده بوسيله‌ي افكار و عواطف ما، از سيستم چاكراها عبور كرده، در سلولها، بافتها و ارگانها توزيع مي‌شود. درك اين فرآيند به ما بصيرتي مي‌دهد كه دريابيم چگونه خود ما بر وضعيت جسم، ذهن و شرايط زندگيمان تأثير مي‌گذاريم.



چاكراي اول - مركز پايه


واژه‌ي سانسكريت براي چاكراي ريشه، مولادهارا به معني « ريشه» است. چاكراي پايه در انتهاي نخاع قرار گرفته و رنگ آن قرمز است. اين چاكرا بوسيله‌ي عنصر زمين كنترل مي‌شود. آگاهي همراه با اين چاكرا در ارتباط با موضوعات بقا، اصول و ارتباطهاي فيزيكي، الگوها، مادي‌گرايي و واكنش‌هاي ابتدايي جنگ و گريز است. اين چاكرا با الگوهاي زندگي جمعي نيز ارتباط دارد. چاكراي ريشه وظيفه‌ي تنظيم جريان انرژي حياتي ( انرژي كيهاني و زميني ) را نيز براي تغذيه و حيات كالبد فيزيكي به عهده دارد. اندامها و ارگانهايي كه با اين چاكرا در ارتباطند عبارتند از: پاها، روده‌ي بزرگ، ستون فقرات، راست روده، استخوانها و سيستم ايمني.
دكتر گربر عقيده دارد كه « چاكراي ريشه با غده‌هاي جنسي در ارتباط است… ممكن است غده‌هاي جنسي با هر دو چاكراي يك و دو مربوط باشند.‌»


چاكراي دوم - مركز طحال


واژه‌ي سانسكريت براي چاكراي دوم، سواديست‌هانا به معني « شيرين و مطبوع كردن » است. اين چاكرا حدوداً نزديك ناف قرار گرفته و رنگ آن نارنجي است. اين چاكرا بوسيله‌ي عنصر آب كنترل مي‌شود. آگاهي همراه با اين چاكرا در ارتباط با نمادگرايي ( سمبوليسم )، دوگانه گرايي ( تعادل قطب‌ها )، و ارتباطها ( چگونگي ارتباط ما با ديگران، عملكرد ما در رابطه با آنها و چگونگي برقراري و حفظ ارتباطهاي شخصي ) است. اين چاكرا بر ديدگاه شخصي و ارتباطهاي ما مؤثر است، زيرا نياز به رشد و تغيير را ايجاد مي‌كند. در سطح ناخودآگاه، چاكراي طحال
( خاجي) با اميال جنسي، احساسات سركوب شده و ضربه‌ها در ارتباط است. اين چاكرا همچنين در بيان عواطف، لذت، حركت، احساس و توانايي پرورش دادن، نقش دارد. اغلب اين بيان، بوسيلة ترسها و ضربه‌هاي نهفته كه در دوران كودكي شكل گرفته‌اند سركوب مي‌شود. بعضي از اين ترسها و ضربه‌ها ريشه در خاطرات گذشته زندگي دارد. اين چاكرا كنترل كننده‌ي ارگانهاي جنسي، لگن، قسمت پايين كمر، سيستم ادراري و تناسلي، كولون، روده‌ي كوچك و سيستم ايمني است. چاكراي طحال با غده‌هاي جنسي نيز مربوط است.


چاكراي سوم - شبكة خورشيدي


واژه‌ي سانسكريت اين چاكرا، ماني‌پورا به معني «‌گوهردرخشان» است، زيرا اين چاكرا روشن و درخشان است. اين چاكرا كه در شبكة خورشيدي واقع شده و محل آن بالاي غده‌هاي آدرنال ( فوق كليوي ) و درست زير جناغ است، نوساني با فركانس رنگ زرد دارد و توسط عنصر آتش كنترل مي‌شود. در سطح فيزيكي اين چاكرا كنترل كننده‌ي سيستم متابوليك ( سوخت و ساز ) است و مسؤوليت تنظيم و توزيع انرژي متابوليك در بدن را به عهده دارد، مثل احتراق مواد غذايي براي توليد انرژي. چاكراي سوم با ماهيچه‌ها، غده‌هاي آدرنال، كبد، طحال، كيسه‌ي صفرا، مهره‌هاي كمري و لوزالمعده ارتباط دارد. آگاهي همراه با شبكه‌ي خورشيدي در رابطه با اختيارات شخصي است. درباره‌ي توانايي شخصي خود چه احساسي داريد؟ آيا قادريد جهت زندگي خود را كنترل كنيد يا احساس مي‌كنيد كه در اين زمينه ناتوانيد؟ چگونگي بيان خواسته‌هاي شما تعيين كننده‌ي ميزان كنترل شما بر زندگيتان است.


چاكراي چهارم - مركز قلب


نام چاكراي قلب در زبان سانسكريت آناهاتا است. به معني « صدايي كه بدون برخورد دو چيز ايجاد مي‌شود ». اين معني نشان دهنده‌ي ارتباط انرژي بين شخص و ديگران است. چاكراي قلب كه در ناحيه‌ي قلب قرار گرفته است، بازتاب دهنده‌ي توانايي ما براي ابراز عشق است ( هم عشق به خود و هم عشق به ساير انسانها ).اين عشق مي‌تواند به روشهاي گوناگون بيان شود، مثلاً از طريق همدردي، توجه به افراد تيره بخت، رابطه‌ي عاشقانه بين اعضاي خانواده، يا يك ارتباط صميمي و دوستانه. اين چاكرا همچنين منعكس كننده‌ي توانايي و ظرفيت ما براي رسيدن از خودپرستي به عشق بي قيد و شرط است. چاكراي قلب به خاطر ارتباط متقابلي كه با عواطف و ادراكهاي ما دارد مهمترين چاكرا است. اين چاكرا انرژي‌هاي والا ( معنوي ) را با انرژي‌هاي سطح پايين ( فيزيكي ) متحد مي‌سازد. هماهنگي ذهن و بدن از طريق مركز قلب برقرار مي‌شود. از طريق تمايلات دروني قلب است كه ما قادريم نيازهاي دروني خود را درك كنيم. اين انرژي عشق نيازهاي روحي ما را با تكاپوي دنياي مادي تركيب مي‌كند تا ما واقعيت‌هاي سرنوشت خود را تجربه كنيم . رنگ اين چاكرا سبز ( و گاهي صورتي ) است، و كنترل آن توسط عنصر هوا صورت مي‌گيرد. چاكراي قلب كنترل كننده قلب، غده‌ي تيموس، سيستم ايمني درون ريز و سيستم گردش خون است.


چاكراي پنجم - مركز گلو


چاكراي گلو در زبان سانسكريت ويشودهي، ناميده مي‌شود كه به معني « تصفيه و پالايش » است. اين چاكرا در گلو قرار دارد و از لحاظ درك در سطح ناخودآگاه، يكي از آسانترين چاكراهاست.
انسداد اين چاكرا مستقيماً بر طنابهاي صوتي، دهان و ناحيه اطراف گردن اثر مي‌گذارد. چاكراي گلو بر حيطه‌ي ارتباطات و سطوح بالاي خلاقيت تأثير دارد. منظور از ارتباطات چگونگي ابراز وجود ما، تمايلات ما و چگونگي ارتباط ما با ديگران است. نوسان چاكراي گلو هم فركانس با رنگ آبي است و كنترل آن توسط عنصر اتر ( و صوت ) صورت مي‌گيرد. چاكراي گلو كنترل كننده‌ي گلو، طنابهاي صوتي، ناحيه‌ي گردن، غده‌هاي تيروئيد و پاراتيروئيد و همه‌ي اشكال ابراز وجود است.


چاكراي ششم - چشم سوم


نام چاكراي ششم در زبان سانسكريت آجنا است. واژه‌ي آجنا اصولاً به معني « درك كردن » يا « بطور كامل فهميدن » است، از طريق اين چاكرا ادراك و پيش بيني امكان پذير است. نوسان اين چاكرا به رنگ نيلي است. چاكراي چشم سوم داراي تقابل و قطبيت است. اين چاكرا توسط آكاشا كنترل مي‌شود. چشم سوم، مركز نور، رنگ، بينش، آينده‌نگري، روشن بيني و واقعيت‌هاي مكتوب است.چشم سوم همچنين بزرگترين آموزگار ما در زمينه‌ي ترس و عشق است. اين چاكرا با توانايي ما براي ديدن دنياي اطراف و درك واقعيت‌ها بدون پيش داوري، ارتباط دارد. چشم سوم يك گذرگاه ورودي است. اين چاكرا ما را با جهان بي‌كران كيهاني ارتباط مي‌دهد. اين گذرگاه پلي بين سطح فيزيكي و سطوح معنوي است. با باز كردن چشم سوم، راهي به سوي واقعيت‌ها و توانائي‌هاي يك دنياي چند بعدي گشوده مي‌شود. بنابراين چشم سوم مركز بينش است. اين چاكرا بوسيله‌ي عنصر نور كنترل مي‌شود، رنگ آن نيلي است، و كنترل غده‌ي پينه‌آل را بر عهده دارد. « در سطح فيزيكي، چاكراي پيشاني ( چشم سوم ) با غده‌ي پينه‌آل، غده‌ي هيپوفيز، نخاع، چشمها، گوشها، بيني، و سينوسها در ارتباط است. » ( دكتر گربر ) . در متون خاص، عملكرد غده‌ي هيپوفيز و غده‌ي پينه آل اغلب مبادله مي‌شود. بعضي مؤلفان معتقدند كه غده‌ي هيپوفيز كنترل چشم سوم و غده‌ي پينه‌آل كنترل چاكراي تاج را بر عهده دارد چون چشم سوم بوسيله‌ي عنصر نور و آكاشا كنترل مي‌شود، ما غده‌ي پينه آل را به چشم سوم ارتباط مي‌دهيم.


چاكراي هفتم - مركز تاج


نام اين چاكرا در زبان سانسكريت ساهاسرارا به معني « هزار گانه » است. اين چاكرا در فرق سر واقع شده، رنگ آن بنفش است و توسط عنصر فوهات كنترل مي‌شود. در سطح فيزيكي اين چاكرا با ذهن و مغز در ارتباط است. چاكراي هفتم نماينده‌ي اجزاي تفكر آگاهانه و ناخودآگاه ما، نحوه‌ي برخورد ما با عقايدمان در سطح كيهاني و توانايي ما براي دستيابي به شعور جمعي است. آگاهي همراه با چاكراي تاج مربوط به معنويت ما يا درك ارتباطي است كه ما به عنوان موجوداتي معنوي در دنياي فيزيكي داريم. چاكراي تاج، دروازه‌اي به سطوح بالاي آگاهي يا اراده‌ي الهي است. رنگ اين چاكرا بنفش است و كنترل قشر مخ، سيستم عصبي مركزي و غده‌ي هيپوفيز را بر عهده دارد. غده‌ي هيپوفيز يك غده‌ي اصلي است و به همين دليل است كه ما غده‌ي هيپوفيز را با چاكراي تاج ارتباط مي‌دهيم.
هفت چاكرا نماينده‌ي هفت مرحله ابتدايي تكامل متافيزيكي ما هستند. هر يك از مراحل، با
عملكرد همان چاكرا مطابقت دارد.


چاكراي ريشه تجربه‌ي دنياي مادي
چاكراي طحال تجربه‌ي دنياي عاطفي
شبكه‌ي خورشيدي تجربه‌ي اراده‌ي شخصي
چاكراي قلب تجربه‌ي عشق بي قيد و شرط
چاكراي گلو تجربه‌ي بيان حقيقت
چشم سوم تجربه‌ي ادراك و بينش
چاكراي تاج تجربه‌ي اراده‌ي الهي


سيستم چاكراها، عواطف و پاسخ‌هاي عاطفي ما را ذخيره و فعال مي‌كند. همه‌ي افكار، احساسات و عواطف ما كه همه روزه تجربه مي‌كنيم و همه‌ي خاطرات تجربه‌هاي گذشته ما، در سيستم انرژي ما ثبت و ذخيره مي‌شوند. هر لايه از كالبد هاله‌اي با يكي از چاكراها تطابق و همبستگي دارد. مثلاً سطح اول كالبد هاله‌اي (كالبد اتري( با چاكراي اول (چاكراي ريشه( همبستگي دارد. كالبد عاطفي با چاكراي طحال همبستگي دارد و به همين ترتيب تا كالبد كتري كه با چاكراي تاج همبستگي دارد. ( به مبحث هاله مراجعه كنيد ). هر گاه مي‌گوييم يك چاكرا دچار « عدم تعادل » شده است، به اين معني است كه در اين چاكرا انرژي كاهش يافته، يا مصرف انرژي بالا است. وضعيت اين چاكرا مي‌تواند بر وضعيت چاكراي بالا يا پايين آن تأثير بگذارد. دقيقاً همانطور كه هاله منعكس كننده‌ي وضعيت كلي سلامت ماست، چاكراها نيز همين حالت را دارند. چاكرا ها را مي‌توان به آيينه‌هاي كوچك تشبيه كرد، كه آنچه را كه در زندگي ما در زمينه‌ي شخصي يا معنوي در حال وقوع است نشان مي‌دهند. زيرا چاكراها نسبت به تحريكات داخلي( دورنماي ذهني و عاطفي ما ) و خارجي واكنش نشان مي‌دهند. چاكراها همه روزه در پاسخ به آنچه ما تجربه مي‌كنيم و اينكه چگونه با اين تجربيات كنار مي‌آييم، تغيير مي‌كنند. به هر حال توانايي ما براي كنار آمدن با هر وضعيت، بستگي به وضعيت داخلي هر چاكرا دارد. اگر يك چاكرا در تعادل باشد (يعني باز باشد و انرژي در آن جريان داشته باشد) ما خواهيم توانست نسبت به آنچه تجربه مي‌كنيم، واكنشي مطلوب و مؤثر نشان دهيم. اما هنگامي كه يك چاكرا مسدود يا دچار عدم تعادل باشد، اين توانايي نيز دچار اختلال مي‌شود، زيرا وضعيت نامطلوب چاكرا، ابعاد وجود ما را محدود مي‌كند .

 

 

یا حق!

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 17:29  توسط بنده ی حق | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
از آنجا که مطالب این وبلاگ بسیار است لطفا برای استفاده از تمامیه قسمت ها از آرشیو موضوعی استفاده کنید.
برای اطلاع از طالع،نام موکلین،و یا سنگ های موافق و مخالف خود اسم خود و مادرتان را با احتساب سید بودن دقیقا به صورتی که در شناسنامه آمده است فقط ایمیل کنید.

پیوندهای روزانه
دایرکتوری پزشکی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آرشیو موضوعی
عمومی
داستان واقعی
پاسخ به پرسش های شما
ادیعه
پیوندها
Diehardboy
نامه هایی که خوانده نشد
ارباب تاریکی
گناه کبیره
عاشقان مهدی
دفاع از قرآن و عترت
مرکزبازی های کم حجم
اگه از ارواح نمی ترسی کلیک کن
آخرین گلبرگ گل یاس
انتظار مهدی
لوح دل
علوم ماوراء(الیاس)
جادوگران
تمای طلسمات محبت و دوستی و تسخیر جن
*.*بهترین وبلاگ مذهبی*.*یار
کانون دانشجویی رهپویان منجی (عج)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

Upload Music, Audio, Mp3, WMA,Video,
ZIP, TXT, & PDF files for free only at:
Upload 

Music Files

FREE myspace upload Music for Mp3 Url Player. HOW TO GET urls, song codes, & 

songs.  Free mp3 hosting Uploader. Upload Unlimited mp3 urls host.