تبليغاتX
ماوراالطبیعه
همه چیز در مورد جن،روح،پریان،جادو و راه های مقابله با شیاطین

 

اسماء حضرت موسی (ع) به شرح زیر است :

 

طمه 111 ط 111 ء 118 م 111 م داد 11 11 ح ء طه 11 ط 11 11 4 4 11 ه 11 مسحطه محرم     م م م م   طا 11 ع

ط 11 11 محر 11 11 ح ط 11 11 9 9 11 11 ط 11 11 مح 1 ه ح 1 ء 11 11

 

خواص نگارش اسماء حضرت موسی (ع)

 

1)      هرکس در روز یکشنبه، اسماء را با مشک و زعفران نوشته و همراه خود نگه دارد،حتی اگر بر سلطان ستمگر وارد شود از شر او در امان می ماند

2)      هرکس در روز دوشنبه، اسماء را بر دو بازوی خود بنگارد، آنگاه به مسافرت برود هرچه را ملاقات کند از آن نمی ترسد.

3)      هرکس ساعت اول روز سه شنبه، این اسماء را بنویسد،حاجت روا میشود.

4)      هرگاه اسماء را در روز چهارشنبه بنگارند و بر زندانی بیاویزند از زندان رها می شود.

5)      به جهت بستن زبان مخالفین روز پنجشنبه هنگام ظهر نوشته و همراه داشته باشد.

6)      هرگاه در روز جمعه به هنگامی که خطیب خطبه خواند بنویسد و در مغازه بگذارد،برکت یابند.

7)      روز شنبه نوشته و همراه زن نازا قرار دهد آن زن بارور می شود.

8)      اگر کودک زیاد گریه می کند اسماء را با مشک و زعفران نوشته و کودک از آن بیاشامد.

شرط نگارش اسماء پاکی بدن و لباس است و آثار فوق در صورتی مرتب می شود که مصلحت بوده و اراده خداوند بر آن قرار گرفته باشد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 23:49  توسط بنده ی حق | 

جناب آقای فاطمی (به نقل از آقای همایونی) نقل می فرمود که:

زمانی در اتوبوس نشسته بودم و قصد مسافرت داشتم در بین را راننده نوار ترانه گذاشت من از ته اتوبوس صدا زدم که اقای رانده ضبط را خاموش کن،او محل نگذاشت بلکه صدای ضبط را بلندتر کرد چیزی نگذشت که سنگی که نمی دانم از کجا پرت شد محکم به شیشه جلوی راننده اصابت کرد و تمام آن را خرد کرد.

جناب اقای فاطمی نقل می کردند: (( زمینی در بیرون شهر شیراز خریده بودم و بنّا، مشغول ساختن آن بود و آهن آلات و مصالح ساختمانی کنار منزل گذاشته بود.ما هم در منزل دیگر در داخل شهر(شیراز) سکونت داشتیم.شب که در منزل نشسته بودم دیدم که چند جوان هرزه تصمیم گرفتند آهنها را بدزدند وقتی به نزدیک ساختمان نیمه ساخته رسیدند دیدم شیری با آنان حمله کرد و آنها را فراری داد تا سه شب این اتفاق تکرار شد روز چهارم دیدم که این جوانان منزل ما را پیدا کردند و آمدند درب منزل به پای من افتادند و در خواست توبه کردند.))

خواننده گرامی اینگونه امور برای اولیاء خدا تعجبی ندارد، حرمت اولیاء خدا نزد پروردگارشان بیش از اینهاست حضرت آیت الله العظمی سید محمد رضا گلپایگانی (ره) در مورد پدر بزرگوارش می فرمودند که :

پدرم دائم الذکر بود و بارها وقتی که خواب بود می دیدم که لبهایش تکان می خورد و سوره قل هو الله را تلاوت میکند در زمانی که به عتبات عالیات آمده بود و هر شب سگی می آمد در کنار طویله نگهبانی می داد این سگ را قبلا هیچکس آنجا مشاهده نکرده بود بعد از یکماه که پدرم با همراهانشان رفتند دیگر از سگ هم خبری نشد.

جناب سید محی الدین فاطمی فرزند مرحوم حجه الاسلام و المسلمین فاطمی که در حال حاضر در تهران ساکن هستند نقل میکنند: شبی در عالم رویا دیدم که روز قیامت بپا شده و مرا به همراه عده ای به سمت جهنم می بردند زمین زیر پای ما به صورت پله برقی حرکت می کرد و مارا به طرف دوزخ حرکت می داد و مردم دسته دسته در جهنم سرنگون می شدند، به طرف چپم نگاه کردم دیدم یک باغ بسیار سرسبز و خرم است که با نرده هایی که اطراف آن است از ما جدا می شود و پدرم در آن باغ زیر درختان قدم می زند هرچه اورا صدا می زدم و فریاد کرم ابدا توجه نمی کرد و من هم به سمت دوزخ نزدیک و نزدیکتر می شدم،من یکباره فریاد زدم، پدر تو را به جدت زهرا ( علیه السلام ) مرا دریاب و به محض اینکه نام مقدس حضرت زهرا ( علیه السلام ) را گفتم زمین از حرکت ایستاد و من در لبه پرتگاه جهنم توقف کردم و به درون گودال جهنم سقوط نکردم ولی حرارت آتش صورت مرا سوزند دست به صورتم گذاشتم،دیدم دستم هم سوخت در این هنگام نعره ای کشیدم و متوجه شدم همسرم مرا بیدار کرد و گفت چه خبره ؟ چرا در خواب داد و فریاد می کنی ؟ گفتم، چراغها را روشن کن لامپها روشن شد و همسرم در صورت من با تعجب نگاه کرد و گفت: چرا صورت شما سوخته؟ من جریان را برایش نقل کردم،فردا به پزشک مراجعه کردم و پزشک پماد سوختگی برای من نوشتند و من گفتم: آقای پزشک شما به عنوان یک پزشم مطمئن هستید که من سوخته ام؟ پزشک گفت :مگر خودت شک داری ؟ وقتی جریان خوابم را برایش تعریف کردم او با حالت ناباوری گفت : آقا جان شما سوخته ای من هم پماد سوختگی برایت نوشته ام.

سید حسین فاطمی اضافه کردند که مدتها ازین پماد استفاده کردم تا خوب شدم.( ناقل داستان حضرت حجة السلام آقای زهرایی). 1

 

 

 

 

1-      در کوی بی نشانها ص 117

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 18:38  توسط بنده ی حق | 

 

 

جناب مرحوم حجة الاسلام و المسلمین سید عبداله فاطمی شیرازی از برترین شاگردان آیة الله انصاری(ره) و صاحب کرامات و خرق عادت عدیده بود، و از افرادی بودند که در سیر و سلوک بسیار زحمت کشیده بودند جناب حجة الاسلام والمسلمین صفوی قمی نقل می کردند:

من با ایشان مراوده زیادی داشتم و از ایشان خرق عادت زیادی دیدم.

یک روز جناب آقای شرکت که از عارفین وارسته است به من پیغام داد که سیدی به منزل ما آمده خوب است به منزل ما بیایی و او را ملاقات کنی من هم به منزل آقای شرکت رفتم دیدم سیدی لاغر و سیاه چهره آنجا نشسته که آثار ریاضت و عبادت از چهره او نمودار است در همان برخورد شیفته اخلاق او شدم بعد از ساعتی ایشان فرمود:

شب برای شام اینجا بیا که با هم باشیم،من گفتم که شب سه منبر دارم و طول می کشد،ایشان فرمودند اگر تا ساعت دوازده شب هم طول بکشد ما منتظر شما هستیم.خلاصه من آن منبر سوم را تعطیل کردم تا زودتر خدمت آنان برسم ،آمدم منزل استحمامی گرفته و بعد که خواستم بروم دیدم همسرم برایم سفره غذا انداخته و اصرار دارد که شام را چون آماده است میل کنم من هم برخلاف میل باطنی شام را در منزل خودم خوردم و بعد به طرف منزل آقای شرکت رفتم حدود ساعت ده و نیم بود که آنجا رسیدم دیدم سفره غذا را دارند جمع می کنند.گفتم مگر شما قرار نبود که تا ساعت دوازده منتظر من باشید،سید عبداله فاطمی فرمود: من دیدم که سفره انداخته ای مشغول غذایی،من هم به آقای شرکت گفتم غذا بیاورید،بعد سید فرمود مگر شامت فلان چیز نبود مگر بعد از غذا یک پرتغال پوست سبز نخوردی،مگر پشت کرسی غذا نمی خوری؟و... و تمامی خصوصیات اتاق و غذا خوردن مرا ذکر کرد بعد مشغول صحبت شدیم گفتم جناب آقای فاطمی فلان فامیل من در بیمارستان بستری است،سرانجامش چطوری می شود؟

دیدم او شروع کرد و گفت : پیرمرد است و دو دندان از دندانهای بالایش شکسته است و تمام خصوصیاتش را گفت و من تا آن زمان با اینکه شخص مریض از بستگان نزدیکم بود توجه به دندان های شکسته اش نداشتم،فردا که به بیمارستان رفتم و نگاه کردم دیدم دقیقا دو تا از دندان هایش شکسته است،بعد آقای فاطمی فرمود: او را نور سیادتش تاکنون نگه داشته است والا تا کنون در جهنم سقوط کرده بود،ولی مریضی او خوب می شود. آقای صفوی می فرمودند: از او هرچه از بستگان سوال می کردم ایشان هم با ذکر خصوصیات جواب می دادند.

جناب آقای صفوی می فرمودند که: یک روز آقای فاطمی برایم نقل می کرد که جوانی کمونیست نزد من آمد و گفت: پدرم در حال احتظار است، مردم می گویند از شما کارهایی بر می آید اگر پدر من برگشت من مسلمان می شوم من با آن جوان به سمت منزلش رفتیم،که پشت درب رسیدیم،دیدم ملائکه قبض روح داخل خانه آمده اند به درگاه الهی عرض کردم: خدایا من دلم می خواهد این جوان مسلمان شود، عمر پدر او را طولانی کن.دیدم که ملائکه قبض روح رفتند،بعد داخل خانه شدم.دیدم پدرش را رو به قبله کرده بودند،دست او را گرفتم و یک سوره حمد خواندم،یکدفعه بلند شد و شروع به بوسیدن من کرد و دور من چرخید،گفت ملائکه قبض روح آمده بودند من دیدم این آقا پشت درب دعا کرد و ملائکه رفتند، آن جوان مسلمان شد و در حال حاضر یکی از بیمارستانهای اصفهان می باشد.

باز یکبار جناب حجت الاسلام والمسلمین فاطمی نقل می کرد که:

شبهای 5شنبه در منزل آقای رضوی در کربلا روضه هفتگی بود،یه شب که در روضه او نشسته بودم و معمولا ده الا پانزده نفر شرکت می کردند،هنگامی که روضه خوان مشغول روضه بود،دیدم که نوری قرمزی وارد خانه شد بعد نورقرمز رفت و نور سفیدی آمد.من نور سفید را می شناختم و آن نور امیرالمومنین علی علیه سلام بوده مثل اینکه خورشید وارد خانه شده من دعا کردم ((خدایا برای آقای رضوی وسیله خیر بیاور))یعد از مجلس یک راهبه هندی نزد من آمد و گفت: من می خواهم سالی 14دینار به مجلس اباعبداله(علیه السلام ) کمک کنم من گفتم پس هفت دینار آن را به آقای رضوی بده،بعد آقای سید رضوی نزد من آمد و گفت آیا امشب در مجلس خبری بود؟ گفتم چطور؟ گفت من نور ضعیفی به در و دیوار می دیدم و ...

جناب آقای صفوی می گوید: این جریان را خدمت بانوی مجتهده امین نقل کردم،ایشان فرمودند: اینها چیزی نیست، اینها مربوط به اوایل سلوک است،من ابتدای سلوک این نورها را می دیدم،نور حضرت زهرا علیه سلام را وقتی وارد مجلس می شد را می دیدم و نور عزرائیل را وقتی برای گرفتن جان افراد در محله مان می آمد مشاهده می کردم و ...  .

 

ادامه دارد... .

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم خرداد 1387ساعت 12:35  توسط بنده ی حق | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
از آنجا که مطالب این وبلاگ بسیار است لطفا برای استفاده از تمامیه قسمت ها از قسمت مطالب پیشین و آرشیو موضوعی استفاده کنید.


پیوندهای روزانه
دایرکتوری پزشکی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آرشیو موضوعی
عمومی
داستان واقعی
پاسخ به پرسش های شما
ادیعه
پیوندها
Diehardboy
نامه هایی که خوانده نشد
ارباب تاریکی
گناه کبیره
عاشقان مهدی
دفاع از قرآن و عترت
مرکزبازی های کم حجم
اگه از ارواح نمی ترسی کلیک کن
آخرین گلبرگ گل یاس
انتظار مهدی
لوح دل
علوم ماوراء(الیاس)
جادوگران
تمای طلسمات محبت و دوستی و تسخیر جن
*.*بهترین وبلاگ مذهبی*.*یار
کانون دانشجویی رهپویان منجی (عج)
پایگاه اطلاع رسانی دینی نصر
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

Upload Music, Audio, Mp3, WMA,Video,
ZIP, TXT, & PDF files for free only at:
Upload 

Music Files

FREE myspace upload Music for Mp3 Url Player. HOW TO GET urls, song codes, & 

songs.  Free mp3 hosting Uploader. Upload Unlimited mp3 urls host.