![]() |
![]() |
|
| همه چیز در مورد جن،روح،پریان،جادو و راه های مقابله با شیاطین |
|
بنا به برخی از اقوال ظهور حضرت خضر(ع) ۳۴۵۸ سال بعد از هبوط (فرود آمدن) آدم به زمین بوده است.عده ای معتقدند که این خضر بزرک و معروف غیر از خضر ثانی است که از انبیاء بنی اسرائیل بوده است.
در کتاب العرائس و نیز در تاریخ ابن اثیر مدعی شده اند که خضر معاصر، حضرت ابراهیم و همزمان با افریدون هرزند آبتین بوده است و احتمال داده اند که خضر سرکرده لشکر ذوالقرین بوده که با او به ظلمات رفته و در زمان ناشئه بن آموس ازدیده ها ناپدید شده و بار دیگر ظاهر گشته و مدتی بعد باز از نظرها پنهان گردیده است. در علل الشرایع روایتی از آن حضرت آورده است که آن حضرت فرمود : حضرت خضر فرستاده خدا بسوی مردم بود که قوم خود را به توحید و اقرار به پیامبری پیامبران و کتب آسمانی فرا خواند و از نشانه های پیامبری آن حضرت این بود که وقتی روی چوب خشکی و یا زمین بایر می نشست به برکت آن حضرت سرسبز و خرم میشد. و به همین خاطر آن حضرت را خضر نامیدند. و نام اصلی وی بالیا پسر ملکان پسر عابرپسر ارفخشید پسر سام نوح (ع) بوده است. در تفسیرالمجمع نوشته است: حضرت خضر را بدین جهت خضر نامیدند که هرکجا نماز بجای می آورد اطراف او سبز میشد.صاحب تفسیر روح البیان از ابن عباس نقل کرده است که حضرت خضر (ع) پسر آدم بوده است و مرگ برای او نوشته نشده است تا زمانی که دجال را تکذیب کنند. و نیز روایتی از نوح (ع) نقل میکند که فرمود خضر(ع) پسر آدم بوده است و حضرت آدم (ع) به هنگام مرگ از خدا درخواست کرده بود، هریک از اولادش که اورا بخاک بسپارد تا روز قیامت عمر عطا کند و وقتی خضر(ع) عهده دار امر خاک سپاری او گردید خداوند دعای آدم را در مورد او مستجاب گردانید. ........................................................................................................................................... آیا الیاس و خضر هردو یک نفرند؟
از روایات شیعه دانسته می شود حضرت خضر غیر الیسع است و الیاس (ع) فردی شناخته شده و غیر از حضرت خضر (ع) و الیسع است. متصوفه از کنایات قرآنی بهره گیری کرده و حضرت خضر(ع) رامصاحب با موسی (ع) دانسته اند و شخصیت قرآنی اورا به وجود آورده اند و او را غیر از الیاس پنداشته اند تنها تفاوت این دو اینست (الیاس و خضر) که خضر(ع) رهایی آسیب دیدگان در دریا را برعهده دارد و الیاس رهایی مردم را در خشکی بر عهده دارد. به تدریج در نتیجه توجه صوفیان، خضر اهمیت بیشتری یافته است و الیاس را تحت الشعاع قرار داده است تا جایی که عامه به طور کلی الیاس را فراموش کرده اند و رهایی خود را چه در خشکی و چه در دریا از خضر(ع) میخواهند.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 23:17 توسط بنده ی حق |
|
|
پیامبری که جنی را به اسارت گرفت به حضرت یعقوب (ع) اسرائیل می گفتند، چون یعقوب(ع) بیت المقدس را خدمت مینمود و اولین کسی بود که وارد آنجا می شد و آخرین فردی بود که آنجا را ترک میکرد، به هنگام خروج چراغ های بیت المقدس را روشن میکرد.چون صبح بر میگشت چراغ ها را خاموش میدید. او برای اینکه بداند چراغها را چه کسی خاموش میکند شبی را تا صبح در مسجد بیت المقدس ماند و در کمین نشست ناگاه دید یکی از جنیان آمده و چراغ ها را خاموش کرد.پس اورا گرفت و بر یکی از ستون های مسجد بست و چون صبح مردم آمدند دیدند که یعقوب جنی را به اسارت گرفت و بر ستون مسجد بسته است و چون اسم آن جن ((ایل)) بود او را اسرائیل خواندند. حیوه(ت) القلوب مجلسی به نقل از امام صادق (ع) ----------------------------------------- روزی یک زن جنی به حضور رسول اکرم (ص) رسید و ایمان آورد و احکام دینیش را یاد گرفت و هفته ای یک بار به نزد آن سرور گرامی می آمد تا آنکه یکبار پس از ۴۰ روز نزد پیامبر اکرم (ٌص) آمد.حضرت پرسیدند، مدتی تاخیر داشتی؟گفت ای رسول خدا برای کاری به درون دریایی که دنیا را احاطه دارد رفته بودم و در شط آن دریا سنگ بزرگی را دیدم در حالی که مردی بر روی آن نشسته بود و دست هایش رو به آسمان بود و میگفت : خدایا! به حق محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین صلوات الله علیهم اجمعین مرا ببخش. من به او گفتم تو کیستی؟ گفت:ابلیس هستم. گفتم ین افراد را از کجا میشناسی؟ گفت: من سال های طولانی خدا را در آسمانها و زمین عبادت کردم و در آسمان هر ستونی را که میدیدم بر روی آن نوشته بود (( لا اله الله محمد رسول الله علی امیرالمومنین)).
یا حق! |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم مهر 1388ساعت 7:48 توسط بنده ی حق |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 17:14 توسط بنده ی حق |
|
در سال ۱۹۵۹، یک خلبان ترک، براساس مأموریت محول شده، چندین عکس هوایی برای مؤسسه ژئودتیک ترکیه برداشت. هنگامی که مأموریت به پایان رسید، در میان عکس های او تصویری جلب نظر می کرد که بیشتر شبیه یک قایق بود تا چیزی دیگر، قایقی بزرگ که بر سینه تپه ای، در فاصله بیست کیلومتری کوههای آرارات آرمیده بود تصویر هوایی از فسیل کشتی که محل آسیب دیدگی ناشی از برخورد به یک صخره در آن مشخص است. بلافاصله پس از مشاهده این تصویر، تعدادی از متخصصان، علاقه مند به پیگیری شدند. دکتر براندنبرگ از دانشگاه ایالتی اوهایو یکی از این علاقه مندان بود. او کسی بود که قبلاً در زمینه کشف تأسیسات روی زمین از طریق هوا، مطالعات دانشگاهی داشت و پایگاههای موشکی کوبا را در دوران کندی کشف کرده بود.
عكس هوايي از شئ كشتي شكل دکتر واندنبرگ با دقت عکس ها را مورد مطالعه قرار داد و اظهار کرد: «من هیچ شکی ندارم که شیء موجود در عکس های هوایی یک کشتی است. من تا به حال در طول مدت فعالیتم، هرگز چنین شیء عجیبی در یک عکس هوایی ندیده بودم.» پس از آن یک گروه کاوشگر آمریکایی نیز به منطقه مورد نظر اعزام شد، ولی حتی با انجام تحقیقات کوتاه مدت، نتوانست اطلاعات قابل توجهی بدست آورد. ۱۷ سال از آخرین تحقیقات در منطقه گذشت و هیچ اکتشافی تا سال ۱۹۷۶ انجام نگرفت. در سال ۱۹۷۶ یک باستان شناس آمریکایی به نام «ران ویت» تحقیقات جدید خود را در منطقه آغاز کرد. او بسیار زود دریافت که این شیء قایق مانند، بسیار بزرگتر ازحدی است که قبلاً تصور می کرد. او بزودی با انجام محاسبات دقیق دریافت که طول این شیء عظیم الجثه بلندتر از طول یک زمین بازی فوتبال و اندازه آن به بزرگی یک ناو جنگی است که کاملاً در زمین دفن شده است. اما کشتی کشف شده در زیر گل و لای قطوری دفن شده بود و بسختی به جز از ارتفاع قابل رؤیت بود. به دلیل همین عدم مشاهده دقیق از سطح زمین، امکان هر تحقیقی غیر ممکن بود. از سوی دیگر جسم کشف شده آنقدر بزرگ و سنگین بود که هر گونه اقدامی را در وهله اول عقیم می ساخت. «ران وایت» و گروه همراهش که مشتاقانه کار را پیگیری می کردند، به جایی رسیدند که تنها وقوع یک حادثه عجیب و نادر می توانست راهگشای کار آنها باشد: «زمین لرزه!» آنها متوجه شدند که حرکت دادن و در آوردن جسم مذکور از درون زمین، به دلیل ابعاد وسیع و بزرگ آن غیر ممکن است و تنها با یک لرزش زمین، این شیء می تواند از دل خاک سر در آورد و مورد کاوش قرار گیرد. از تحقیقات ران ویت مدت زیادی نگذشته بود که در ۲۵ نوامبر سال ۱۹۷۸، وقوع زمین لرزه ای در محل، باعث شد تا کشتی مزبور به طور شگفت آوری از دل کوه بیرون بزند و سطح زمین اطرافش را به بیرون براند. بدین ترتیب دیواره های این شیء، شش متر از محوطه اطرافش بالاتر قرار گرفت و برجسته تر شد. بدنبال این زمین لرزه، ران وایت ادعا کرد که شیء مذکور می تواند باقیمانده کشتی نوح باشد. سپس بدبینی ها به خوش بینی مبدل و این سؤال ها مطرح شد: «اگر این جسم عظیم قایقی شکل به طول یک زمین فوتبال، در ارتفاع ۱۸۹۰ متری کوههای آرارات، کشتی نوح نیست، پس چه چیز می تواند باشد؟ و اگر جسم کشتی نوح است، آیا طوفان نوح واقعاً بوقوع پیوسته است؟… آیا ما شاهد بقایای کشتی افسانه ای حضرت نوح که در کتب مقدس ادیان جهان از آن صحبت شده است، هستیم؟»
تصوير ران ويت درپارك ملي كشتي نوح طوفان و سیل در زمان حضرت نوح در سطح وسیعی بوسعت کره زمین واقع شده است. به اعتقاد مسیحیان و بنا به نص انجیل، این حادثه عظیم و دهشت آور، برای تنبیه مردمان آن روزگار که دست به سرکشی زده بودند و به منظور نجات نوح پیامبر و پیروانش واقع شده بود. بررسیهای زمین شناسی در نقاط مختلف دنیا، نابود شدن و مرگهای دسته جمعی موجودات زنده را بر اثر حادثه ای غیر منتظره نشان می دهد. برخی از این حوادث با زمان طوفان نوح همخوانی دارد. وجود لایه های مخلوط فسیل شده حیواناتی چون فیل، پنگوئن، ماهی، درختان نخل و هزاران هزار گونه گیاه جانوری، تأییدی بر این واقعیت است. این سنگواره ها که بعضاً در برگیرنده حیوانات مناطق گرمسیر با مناطق سردسیر (در کنار هم) هستند، نشان می دهند که با فرونشستن آب، جانوران و گیاهان خارج شده، در زیر رسوبات مانده و به فسیل تبدیل شده اند. امتزاجی عجیب از جانوران خشکی و دریا، حاره و قطبی که مرگی آنی و دلخراش را روایت می کنند.
پارك ملي كشتي نوح تاریخ در مورد محل به گل نشستن کشتی چه می گوید؟ داستان کشتی نوح از گذشته های دور مورد توجه اقوام مختلف بوده است. مورخان از ۲۰۰۰ سال
پیش نقل کرده اند که توریست ها و مسافران کنجکاو بسیاری از قدیم این منطقه
را در کوههای آرارات کشور ترکیه، مورد بازدید قرار می دادند و گاهی تکه
های کوچکی از آن به غنیمت برده می شد. در تاریخ آمده است که حدود ۸۰۰ سال قبل از میلاد مسیح، آشوریان اقدام به ورود به کشتی
کردند و موفق به ورود به طبقه سوم آن که در زیر زمین واقع شده بود شدند. این نشان می دهد که اقوال مختلف در مورد موقعیت جغرافیایی کشتی، متفقند. ![]() نوارهاي مشخص شده خطوط آهني با آرايش منظم اسكلت كشتي مي باشد.. تصویر برداری های راداری نشان داده که در محل تصادم کشتی با صخره به هنگام فرود آمدن یا به عبارت دیگر به گل نشستن، نوارهای آهنی یا تیرهای فلزی کج شده اند. آنها می گویند که استفاده وسیع و همه جانبه از فلزات در ساخت کشتی خارج از حد تصور ماست. و اصنع الفلک باعیننا و وحینا (سوره هود، آیه۳۷)![]()
تصوير رادار اسكن از كشتي نوح به نظر می رسد که تکنولوژی پیشرفته و رشدیافته ای در آن دوران وجود داشته که به هر حال حضرت نوح (ع) توانسته از آن بهره مند شود. تکنولوژی و تمدنی که ذهن ما را از تمرکز بر روی بناها و اماکن منحصر به فرد در نقاط مختلف دنیا به این نقطه از جهان معطوف می کند. اکتشافات زمانی جالبتر شد که باستان شناسان توانستند طرح مشبکی حاصل از تقاطع تیرهای فلزی افقی و عمودی بکاررفته در بدنه کشتی بدست بیاورند. تصاویری که نشان می دهند ۷۲ تیر فلزی اصلی در هر طرف کشتی به کاررفته است. به نظر می رسد که برای هر چیزی طرح و الگویی وجود داشته است. وجود اتاقها و فضاهای کوچک و بزرگ در طبقات مختلف، نظریه وجود طرح مهندسی پیشرفته را تأیید می کند. در طول تحقیقات، بررسیهایی در مورد تعیین طول، عرض و قطر کشتی انجام گرفته است که متخصصان را قادر ساخته تا از جزییات کف کشتی، ساختمان و الگوی اولیه و مواد تشکیل دهنده آن اطلاعاتی بدست آورند. دستیابی به چنین کشفیاتی مبهوت کننده بود، چرا که در بسیاری از مواقع، درک واقعیت کشف شده از حد تصور خارج بود.
قطعات كاملاً سنگي شده از قسمتهاي چوبي كشتي كه آثار حجاري و برش خوردگي دارند. در سال ۱۹۹۱، یک عدد میخ پرچ فسیل شده با حضور ۲۶ نفر محقق در بقایای کشتی کشف شد. تجزیه و تحلیل ترکیبات این میخ وجود آلیاژهای آلومینیوم، تیتانیوم و برخی از دیگر فلزات را تأیید کرد. این در حالی است که گمان می رفت در زمان حضرت نوح، آهن و آلومینیوم هنوز به مرحله کشف و استخراج نرسیده باشد. آیا ما نیازمند بازنگری در تاریخ استفاده و استخراج بشر از فلزات هستیم؟
لنگرهای کشتی هم کشف شد! بر بلندیهای تپه های اطراف محل کشتی، باستان شناسان چند جسم بزرگ حجیم سنگی یافتند که در بالای هر کدام سوراخی بزرگ تعبیه شده بود. این اجسام مثلثی شکل سنگی و نیمه صیقلی، شبیه به لنگرهای کشتی های باستانی بودند که «دراگ» نامیده می شدند. اینها در واقع ابزاری بودند که به علت وزن زیاد به جای وزنه یا لنگر به هنگام پهلو گرفتن کشتی به آب پرتاب می شدند. چگونه و با چه نیرویی؟ دقیقاً نمی دانیم ولی حدس هایی در این زمینه وجود دارد ران ويت و همكارانش در كنار سنگ لنگر يافت شده. کشف شش وزنه یا لنگر کشتی، هر یک مجهز به سوراخی در بالای آن، حدس باستان شناسان را به یقین تبدیل کرد. این وزنه ها در فواصل متفاوت، ظاهراً به هنگام پهلو گرفتن کشتی به آب پرتاب شده بودند. اندازه کشتی نوح در کتاب مقدس ۳۰۰ ذراع یاد شده است.. واحد ذراع در مصر قدیم در زمان حضرت موسی(ع) برابر با ۵۲.۷ سانتی متر بوده است. با محاسبه این رقم، عدد ۱۵۸.۴۶ متر بدست می آید. طول کشتی مورد کاوش توسط دو تیم مختلف در دو زمان اندازه گیری شد. رقم بدست آمده دقیقاً ۱۵۸.۴۶ متر را نشان می داد. این محاسبات، محققان را در ادامه کاوشها مصمم تر کرد…
کتیبه ای که ادعای دانشمندان را اثبات کرد روایت است که حضرت نوح(ع) قبل از به زمین نشستن کشتی و فروکش کردن آب، پرنده ای را که باید مانند کبوتر یا کلاغ بوده باشد به بیرون فرستاد تا مطمئن شود خشکی نزدیک است یا نه. بار اول پرنده با خستگی به کشتی بازگشت و این بدان معنی بود که خشکی در آن نزدیکیها وجود ندارد. بار دوم پرنده به کشتی باز نگشت و این آزمایش نشان داد که عمل لنگر انداختن نزدیک است. [در کتاب مقدس که گویا این روایت از آن نقل شده، آمده است حضرت نوح(ع) ابتدا یک کلاغ را می فرستد که از فرستادن کلاغ نتیجه ای نمی گیرد و بعد از آن کبوتری را می فرستد- انصاف] درست در دو کیلومتری شرق محلی که کشتی هم اکنون قرار دارد، دهکده ای وجود دارد که «کارگاکونماز» نامیده شده است. نام این دهکده ترکی را چنین ترجمه کرده اند: «آن کلاغ نه توقف می کند نه باز می گردد.» [چارلز برلیتز در کتاب "کشتی گمشده نوح" (ترجمه احمد اسلاملو) نام این محل را "جایی که کلاغ نمی نشیند" ترجمه کرده است- انصاف] محل کنونی کشتی در دل کوههای آرارات از گذشته های دور، به منطقه هشت معروف شده و دره پایین منطقه، محله هشت نام گرفته است. چرا؟ [در کتاب "کشتی گمشده نوح" آمده نام این منطقه به «تمانین» (Temanin) معروف است که به معنی «هشت» است. شیخ صدوق در کتاب عیون الاخبار از امام رضا(ع) نقل کرده است که "نوح در همان محلی که کشتی به زمین نشست قریه ای بنا کرد و نام آن را قریه «ثمانین» (هشتاد) گذاشت." همانطور که می بینیم بین کلمات «ثمانین» (هشتاد) و «تمانین» (هشت) از نظر شکل و معنی شباهت زیادی وجود دارد- انصاف] در نزدیکی محل فرود کشتی در بالای تپه، لوحه ای کشف شد که ادعاهای باستان شناسان را به طرز زیبایی اثبات کرد. کتیبه ای که حداقل ۴۰۰۰ سال قدمت دارد. بر روی این تابلوی سنگ آهکی، در سمت چپ، تصویر رشته کوههایی دیده می شود که در کنار یک تپه و سپس یک کوه آتشفشان قرار دارد. در سمت راست، یک تصویر قایقی شکل با هشت نفر انسان کنده کاری شده است… در بالای سنگ کتیبه، دو پرنده در حال پروازند. کشف این کتیبه همگان را به شگفتی واداشت. [کتاب مقدس، سرنشینان کشتی نوح را هشت نفر ذکر کرده است. در روایات شیعه نیز تعداد هشت نفر و هشتاد نفر، هر دو نقل شده است- انصاف] در واقعیت موجود، کوه آرارات در سمت چپ، تپه ای در کنار آن و قله یک کوه آتشفشان در کنار تپه وجود دارد.
کتیبه یافت شده منتسب به حضرت نوح (ع) پیامبر اسلام فرمود: « هنگامی که خداوند اراده کرد قوم حضرت نوح را هلاک کند، به نوح فرمان داد کشتی بزرگی بسازد. جبرئیل نیز با میخهایی برای ساختن کشتی فرود آمد. در میان انبوه میخها پنج میخ ویژه بود که درخشش خاصی داشت و بر روی هر یک نام یکی از پنج نور مقدس محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین نقش بسته بود. حضرت
نوح هر کدام را بر می داشت، میخ همچون ستارهای در تاریکی شب می درخشید.
هنگامی که میخ پنجم را برداشت، پس از درخششی، اشکی از آن جاری شد. پیامبر فرمود: « در آیه « و حملنا علی ذات الواح و دسر » منظور از « الواح » چوبهای کشتی و منظور از « دسر » ما هستیم. اگر ما نبودیم کشتی حرکت نمی کرد.» منابع: گزارش باستانشناسی شوروی دربارة کشتی نوح بر اثر این اکتشاف، ادارة کلّ باستان شناسی شوروی برای تحقیق از چگونگی این لوح و خواندن آن، هیئتی مرکّب از هفت نفر از مهمترین باستان شناسان و اساتید خط شناس و زبان دان روسی و چینی را مأمور تحقیق و بررسی نموده که نام آنها بدین گونه است: ۱ ـ پرفسور سولی نوف، استاد زبانهای قدیمی و باستانی در دانشکدة مسکو. ۲ ـ ایفاهان خینو، دانشمند و استاد زبانشناس در دانشکدة لولوهان چین. ۳ ـ میشانن لوفارنک، مدیر کلّ آثار باستانی شوروی. ۴ ـ تانمول گورف، استاد لغات در دانشکده کیفزو. ۵ ـ پرفسور دی راکن استاد باستان شناس در آکادمی علوم لنین. ۶ ـ ایم احمد کولا، مدیر تحقیقات و اکتشافات عمومی شوروی. ۷ ـ میچر کولتوف، رئیس دانشکدة استالین. ![]()
این هیئت پس از ۸ ماه تحقیق و مطالعه و مقایسة حروف آن با نمونة سائر خطوط و کلمات قدیم متّفقاً گزارش زیر را در اختیار باستان شناسی شوروی گذاشت: ۱ ـ این لوح مخطوط چوبی از جنس همان پاره تختههای مربوط به کاوشهای قبلی، و کُلاًّ متعلّق به کشتی نوح بوده است؛ منتهی لوح مزبور مثل سائر تختهها آنقدرها پوسیده نشده، و طوری سالم مانده که خواندن خطهای آن به آسانی امکان پذیر میباشد. ۲ ـ حروف و کلمات این عبارات به لغت سامانی یا سامی است که در حقیقت اُمّ اللغات (ریشة لغات) و به سام بن نوح منسوب میباشد. ۳ ـ معنای این حروف و کلمات بدین شرح است: توسّل حضرت نوح به پنج تن علیهم السّلام و أسامی آنها بر کشتی «ای خدای من! و ای یاور من! به رحمت و کرمت مرا یاری نما! و به پاس خاطر این نفوس مقدّسه: مُحمّد إیلیا (علیّ) شَبَر (حَسَن) شُبَیْر (حُسَین) فاطِمَه آنان که همه بزرگان و گرامیاند جهان به برکت آنها برپاست. به احترام نام آنها مرا یاری کن! تنها توئی که میتوانی مرا به راه راست هدایت کنی!» بعداً دانشمند انگلیسی: این ایف ماکس، استاد زبانهای باستانی در دانشگاه منچستر، ترجمة روسی این کلمات را به زبان انگلیسی برگردانید، و عیناً در این مجلّهها و روزنامهها نقل و منتشر گردیده است: ۱ ـ مجلّة هفتگی «ویکلی میرر» لندن، شمارة مربوط به ۲۸ دسامبر
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم دی 1387ساعت 14:22 توسط بنده ی حق |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم دی 1387ساعت 13:4 توسط بنده ی حق |
|
|
در ایام قمر در عقرب نباید دست به دعا نویسی زد زیرا برعکس میشود. باید از عروسی ،تصمیم گیری،سفر و انجام کارهای مهم در این روزها خود داری نمود.
دعا نویسان برای نوشتن دعاهای شیطانی همچون بغض، سرگردانی و تفریق از این روزها بهره میگیرند.
حمل: از روز 16 تا نصف روز 18 نحس مي باشد ثور: از روز 13 تا نصف روز 15 نحس مي باشد جوزا: از روز 11 تا نصف روز 13 نحس مي باشد سرطان: از روز 8 تا نصف روز 10 نحس مي باشد اسد: از روز 6 تا نصف روز 8 نحس مي باشد سنبله: از روز 3 تا نصف روز 5 نحس مي باشد
عقرب: از روز 28 تا نصف روز 30 نحس مي باشد
جدي : از روز 23 تا نصف روز 26 نحس مي باشد دلو: از روز 21 تا نصف روز 23 نحس مي باشد
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 23:49 توسط بنده ی حق |
|
|
از آنجا که دوستان بسیاری در مورد همزاد از بنده سوال کرده بودند بر آن شدم در مورد وجود همزاد و اسرار آن توضیحی مختصر بدهم. هر انسان دو همزاد دارد دارد که در هنگام تولدش همزمان با او متولد می شوند. یکی از از همزاد ها از جنس ملک و دیگری از جنس جن است که به آنها همزادهای نوری و ناری نیز میگویند. جن از شعله های اتش بدون دود خلق شده است همانگونه که در قرآن می خوانیم : (( و خلق الجان من مارج من نار)) 1 یعنی: و جنیان را از شعله های متحرک آتش خلق کرد. همزاد نوری و ناری تفاوت هایی نیز با هم دارند مثلا همزاد جنی می تواند خود را به هرشکلی در آورد ولی همزاد ملکی نمیتواند خود را به اشکال نجس العین مانند سگ و یا خوک در آورد. ابوحامد غزالی در کتاب العلوم این روایت را نقل می کند : جابربن عبدالله گفت: چون حضرت آدم (ع) به زمین آمد اظهار داشت :ای پروردگار که میان من و این بنده دشمنی انداخته ای اگر مرا در برابر او یاری نکنی تحمل او را ندارم.گفت: تورا هیچ فرزندی متولد نشود مگر که فرشته ای به حمایت او بگمارم. ابو ایوب بین یزید گفت: به ما چنین رسیده است که با فرزندان آدمیان،جنیان (همزادان)زایند پس با ایشان ببالند. در این باب میرزا محمد تنکابنی از قول دایی خود نکته ای شنیدنی آورده است: وی به دیدار سید صدرالدین نهاوندی شوشتری که از او کراماتی نقل میکردند ، می رود و تقاضا میکند کراماتی نشان او دهد و چنین پاسخ می شنود: ((مرا کرامتی نیست و سبب اشتهار کرامت من از آن است که هر کسی که از مادر متولد می شود در میان طایفه اجنه نیز در آن حین کودکی از مادر متولد می شود و آن کودک را همزاد این شخص می نامند و مرا همزادی است که پادشاه،طبقه ای از جنیان است.او پنج یا شش نفر از جنیان را فرستاده تا در خانه ی من باشند و مرا خدمت کنند.مثلا گاهی ظرف خانه ی من خالی از آب است،به یک دفعه ملاحظه می کنی پر از آب می شود.وگاهی طفل در گهواره گریه می کند و بسا باشد که گهواره می جنبد بدون آنکه کسی آنرا تکان دهد.یا هیزم نیست به ناگاه هیزم آورده می شود... . و چون مردم اینگونه امور را می بینند گمان می کنند این از کرامات است،حال اینکه مرا کرامتی نیست بلکه اینگونه خدمات از آن اجنه می باشد.)) |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 17:59 توسط بنده ی حق |
|
|
گویند تعبیر خواب به روش قرآن مجید به این طریق است که هرگاه کسی خوابی بیند و تعبیر آن را نداند باید ملاحظه کند که چند روز از ماه قمری گذشته است و به عدد روزها از ابتدای قرآن سوره ها را بشمارد و به هر سوره ای که رسید به عدد آن روز آیه ها بشمارد و آن آیه تعبیر خواب اوست البته در تفسیر آن باید تامل کرد.
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 21:42 توسط بنده ی حق |
|
|
در نظر اول چنین به نظر می رسد که ابلیس از فرشتگان باشد زیرا خداوند متعال اورا از ملائکه استثناء می کند و می فرماید : ( وَ اِذ قُلنا لِلمَلائِکةِ اسجُدُوا لاِدَمَ فَسَجَدُوا إلُّا اِبلیس، کانَ مِنَ الجِنِّ فَفَسَقَ عَن اَمرِ رَبِّهِ) 1* (( به یاد آرید زمانی را که به فرشتگان گفتیم برای آدم سجده کنید، آنها همگی سجده کردند جز ابلیس، اما او جن بود، از فرمان پروردگارش سرپیچی کرد)). استثناء ابلیس از جمع ملائکه این تصوّر را به وجود می آورد که ابلیس از فرشتگان بوده. و با توجه به عصیان و سرکشی او، این اشکال به نظر می رسد که چگونه ممکن است از فرشتگان گناه کبیره سر بزند؟ بخصوص اینکه در بعضی از خطبه های نهج البلاغه نیز آمده است که: ( ما کانَ اللّهُ سُبحانَهُ لِیَدخِلَ الجَنَّةَ بَشَراً بِاَمرِ اَخرَجَ بِهِ مِنها مَلَکاً ) 2* (( هرگز ممکن نیست خداوند انسانی را به بهست بفرستد در برابر کاری که به خاطر آن فرشته ای را از بهشت رانده است ( اشره به غرور ابلیس دارد) )). آیات قرآن پاسخ این مشگل را ارائه داده است، آنجا که می فرماید: ( کانَ مِنَ الجِنِّ ) ابلیس از طایفه ی جن است. از آن گذشته، آیات فوق برلی ابلیس (( ذریّه )) فرزندانی قائل شده و فرموده: ( اَفَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّیَتَهُ اَولِیاءَ مِن دُونی وَهُم لَکُم عَدوُّ )۳* (( آیا او و فرزندانش را به جای من، اولیای خود انتخاب می کنید، در حالی که آنها دشمن شما هستند )). در حالی که می دانیم فرشتگان ذریّه ندارند. از مجموع آنچه گفته شد به ضمیمه خصوصیاتس که برای فرشتگان ذکر شده است مشخص میشود که ابلیس هرگز فرشته نبوده ، ولی از آنجا که در صف آنها قرار گرفته و پرستش خدا کرده بود به مقام فرشتگان مقرّب خدا تکیه زده و مشمول خطاب آنها در مساله سجده بر آدم شده بود.بر این اساس سرپیچس او به صورت استثناء در جمع ملائکه در آیات قرآن بیان گردیده است و در خطبه قاصعه هم نام ملائکه مجازاً بر او نهاده شده است.4* به یاد آر وقتی که جمع ملک بدادیم فرمان کنون یک به یک نمایید سجده بر این آدمی که از خود دمیدم به خاکش دمی همه سجده کردند جز اهرمن که پیچید ناگه سر از حکم من فراموش کردید مرا کنون بخواهید یاری ز شیطان دون ز شیطان و فرزند هایش چرا گرفتید یاور به راه خطا که ابلیس باشد شما را عدو چگونه بخواهید یاری از او ................................................. :*1 سوره کهف، آیه 5 . 2*: نهج البلا غه؛ خطبه 129. 3*: سوره کهف؛ آ یه ی 50. 4*: تفسیر نمونه؛ ج 12، ص 456 . ۵*: کلهم بر گرفته از جنیان و جنزادگان.
یا حق! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 18:59 توسط بنده ی حق |
|
|
جن جزو دسته موجوداتیست که قابل رویت نیست.جنیان جهان ما انسان ها را می بینند ولی ما قادر به دیدن جهان آنها نیستیم و نمی توانیم آنها را لمس کنیم. اینها نیز بخشی از موجوداتی هستند که بر روی زمین زندگی می کنند.و اصلا به دلیل اینکه قابل رویت نیستند به جنیان مشهور شده اند. جن به معنای مستور و پوشیده است. به سه دسته ی جن ، پری و دیو تقسیم می شوند: ( البته جزئیات بیشتری نیز وجود دارد که انشا الله در آینده ذکر خواهد شد) 1. دیو پست ترین نژاد، خاکستری رنگ و خشن و چشمان حد وسط افقی و عمودی است. 2. جن نژاد متوسط و مثل آتش سرخ رنگ، چشم هایش عمودیست پاهایش کوتاه و گرد می باشد چیزی شبیه به سم نه اینکه واقعا سم باشد. 3. پری نسبت به آن دو از نظر خلقت برتری دارد. پری سفید و بسیار زیباست . مثل انسان ها سفید پوست است و چشم هایش نیز مثل چشم انسان افقی می باشد. تقریبا همانند انسانند با این تفاوت که دیوها کمی درشت تر و جن ها کمی ریزترند ولی شکل کلی آنها مثل انسان است و دو چشم و دو گوش و یک دهان دارند. دیو جن و پری از هم جدا هستند، با هم ارتباط دارند ولی بین آنها جنگی رخ نمی دهد و با هم کاری ندارند. غذای جنیان استخوان ها ضایعات و ته مانده های غذاست.ولی ممکن است گاه از خوردنی ها و آشامیدنی های دیگر نیز استفاده کنند. بچه دار می شوند و زایمان می کنند.رشد آنها از نوع بشر سریعتر می باشدو سن بلوغ نیز دارند.طول عمرشان بیشتر از انسان است مرگ دارند اما بعد از مرگ جسمشان فنا می شود لذا نیاز به قبرستان ندارند. اکثر حیوانات و جانوران آنها را می بینند و برایشان عادی است لذا به آنها حمله نمی کنند. جنیان به دلیل نداشتن عنصر خاکی قادرند شکل خود را تغییر دهند و حتی به شکل انسان ها در آیند و حتی قادر به طی الارض نیز هستند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 18:51 توسط بنده ی حق |
|
|
بسمه تعالی سلام به تمامیه خوانندگان و مخاطبان عزیز . از آنجا که در کشور ما دسترسی به منابع اطلاعاتی علوم غریبه و علوم ماورا، بسیار کم است و در بیشتر موارد از انتشار اینگونه اطلاعات جلوگیری می شه بنده تصمیم به راه اندازیه این وبلاگ گرفتم تا ازین طریق پرده از ابهامات موجود برداشته و به سوالاتی که در ذهن خیلی از افراد وجود داره پاسخ قانع کننده بدهم . در این وبلاگ انواع و اقسام اطلاعات این گونه علوم البته بیشتر در محدوده ی رحمنی در اختیار شمادوستان قرار می گیره. شما می تونید هرگونه سوالی که در ذهنتون وجود داره در مورد انواع و اقسام ادیعه یا در مورد دنیای جن،روح،پری و... ویا سوالاتی در مورد موارد خواصی که با اون برخورد داشتید رو بپرسید، مطمئن باشید در سریعترین زمان ممکن به اونا جواب داده خواهد شد. به امید رضایت هرچه بیشتر شما ... یا حق! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 23:3 توسط بنده ی حق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
از آنجا که مطالب این وبلاگ بسیار است لطفا برای استفاده از تمامیه قسمت ها از قسمت مطالب پیشین و آرشیو موضوعی استفاده کنید.
|
| پیوندهای روزانه |
|
دایرکتوری پزشکی آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
عمومی داستان واقعی پاسخ به پرسش های شما ادیعه |
|
RSS
|
