![]() |
![]() |
|
| همه چیز در مورد قدرت فکر،هاله ها،جن،روح،جادو و راه های مقابله با شیاطین |
|
سحر در لغت به معنی آن است که: چیزی ماخذ آن لطیف .منشاء آن دقیق می باشد که با چشم عادی دیده نمی شود. 1 و همچنین سحر را به معنی،جادوئی کردن،فریفته ساختن کسی با کاری شگفت انگیز و کاری که در آن فریبندگی و گیرندگی باشد معرفی نموده اند. 2 اما واقعیت داشتن این امر باید گفت از بررسی حدود بیش از پنجاه مورد کلمه ی (( سحر)) و مشتقات آن در سوره های متعدد قرآن کریم درباره ی سر گذشت پیامبران الهی،موسی (ع)،عیسی(ع)،و پیامبر اسلام (ص) این نتیجه به دست می آید که سحر از قرآن به دو بخش تقسیم شده است: 1. سحر غیر حقیقی 2. سحری که نمود حقیقی دارد. منظور از شاخه ی دوم اینکه آثار حقیقی و مطابق با واقع دارد مانند دروغ گفتن که در عین حال غیر حقیقی است لیکن تایید حقیقی دارد. اما با اینکه این موضوع جادو و طلسم واقعیت دارد اما از نظر اسلام ممنوع و از گناهان کبیره است و شیخ انصاری در کتاب مکاسب و در بحث نجوم آن را آورده است که علی (ع) می فرمایند :
اما بطور مفصل وقتی بخواهیم بحث کنیم در اینجا از واژه ی دیگری به نام ((کهانت)) و ((عرافة)) بحث پیش می آید که به ترتیب احکام آن خواهد آمد: لازم است در باب ((کهانت)) و ((عرافة)) و مقام ممتاز کاهنان و عراف در عرب قبل از اسلام، دارا بودن و همچنین در باب ((سحر)) به اجمال بحث شود. در تعریف کهانت و شرح مفهوم آن نظرات یکسان نیست.((آلوسی)) در بلوغ الادب 4 و ((نووی)) در شرح صحیح مسلم، و ((ابن خلدون)) در مقدمه ی تاریخ خود، و ((مسعودی)) در مروج الذهب، و ارباب لغت در کتب خود(در ماده های : کهن- عرف) و بسیاری دیگر در مواضع خود... در این باب به اختلاف سخن گفته اند.ولی با توجه به مجموع اقوال،باید گفت:کاهنان مردمی بودند که مدعی بودند از آینده خبر می دهند و حوادت آینده را با وسایلی پیش بینی می کنند!البته با این نوع تعریف(که اکثر بر آنند) کاهن از ((عراف)) مشخص میشود. زیرا عراف به کسی گویند : که مدعی است با وسایلی از گذشته خبر می دهد یا از روی حقایق نهانی گذشته پرده بر می دارد. کاهنان و همچنین عرافان معمولا افرادی تیز هوش- مستعد – با فراست – سخن ساز و زیرک بودند. از احوال قبائل و حوائج خاص آنها اطلاعاتی کسب کرده نیز حرکات و وضع خاص مراجعین . جهل آنها کمک شایانی به کار آنها می کرد. ادامه دارد... 1.قاموس المحیط،ج2 ،ص 45. 2.لغت نامه دهخدا،ج 9 ،ص 13492 3.نهج البلاغه (فیض الاسلام) خطبه 78 و بحار انوار،ج 79، باب 69،ص 211، روایت 7. 4.ج 3، ص 269. |
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم فروردین 1387ساعت 14:55 توسط بنده ی حق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
از آنجا که مطالب این وبلاگ بسیار است لطفا برای استفاده از تمامیه قسمت ها از قسمت مطالب پیشین و آرشیو موضوعی استفاده کنید.
|
| پیوندهای روزانه |
|
دایرکتوری پزشکی آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
تمرینات روحی و ذهنی عمومی داستان واقعی پاسخ به پرسش های شما ادیعه |
|
RSS
|
